تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

بيان رفتن ركن الدوله باصفهان و گرفتن آن سامان

در آن سال ركن الدوله باصفهان بازگشت و رامهرمز را بدرود گفت : بر اصفهان غلبه و استيلا يافت و اتباع وشمگير را بيرون كرد و عده را كشت و اسير گرفت سبب اين بود كه وشمگير لشكر خود را براى ماكان فرستاده بود كه او را يارى كند چنان كه بيان كرديم . ركن الدوله اصفهان را قصد كرد كه در آنجا عده كمى از لشكر وشمگير مانده بود . او و برادرش عماد الدوله با ابو على بن محتاج مكاتبه كرده و او را بر ماكان و وشمگير تحريك كرده و وعده داده بودند كه او را مساعدت كنند و آن مكاتبه باعث ايجاد دوستى ميان آنها گرديد .

بيان رفتن بجكم بلرستان و كردستان و بازگشتن او

در آن سال بجكم از بغداد ببلاد جبل ( لرستان و كردستان ) رفت و بازگشت . سبب اين بود كه ابو عبد اللّه بريدى با او مسالمت كرد و دختر خويش را به او داد بريدى به او پيغام داد كه به آن بلاد برود و آن را فتح كند و خود نيز باهواز خواهد رفت و آن را از دست ابن بويه خواهد گرفت هر دو بر آن كار استوار شدند . بجكم هم عده پانصد سپاهى از اتباع خود را به يارى او فرستاد و ابو زكرياى شوشى را كه يار و مستشار خود بود نزد بريدى فرستاد كه او را بلشكر كشى وادار كند و نزد او بماند تا او از واسط حركت كند . بجكم هم بحلوان رفت و ابو زكرياى شوشى براى وادار كردن بريدى بجنگ اهواز حركت نمود ولى بريدى بدفع الوقت و تاخير حركت پرداخت زيرا قصد بغداد را كرده بود و براى همين قصد بجكم را دور كرد ولى يك پا پيش مىبرد و پاى ديگر پس و انتظار داشت كه براى بجكم اتفاق بدى رخ دهد