تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
پناه برد و جعفر بن فلاح به او امان داد و با او صلح نمود و دستور داد مردم را آرام و دلخوش نمايد وعده نيكى و يارى هم داد او مردم را آرام نمود . جعفر هم بسپاهيان و عوام مردم شهر دستور داد كه به محل و مكان خود بازگردند و آرام باشند تا خود جعفر بن فلاح در شهر طواف كند و بازگردد آنها هم اطاعت كردند و خاموش شدند ولى چون مغربيان به شهر راه يافتند آغاز غارت نمودند و يكى از كويهاى شهر را تاراج كردند مردم دوباره شوريدند و خندقها حفر كردند و بر مغربيان حمله نمودند و شمشير را به كار بردند و گروهى را كشتند و شهر را سنگر بندى كردند و بر استحكام آن افزودند و خود را آماده يك جنگ سخت نمودند كه در آن جانبازى و فداكارى كنند . مغربيان هم از حمله به آنها ترسيدند مردم نزد شريف ابو القاسم بن ابى يعلى رفتند و از او خواستند كه آنچه موجب صلاح كار باشد انجام دهد و بجنگ مبادرت كند تا يك صلح پايدار مستقر شود و آن در تاريخ پنجشنبه شانزدهم ذى الحجه سنه سيصد و پنجاه و نه بود . آتش‌سوزى هم بسيارى از خانه‌ها را طعمه حريق نمود . رئيس شرطه هم نزد جعفر بن فلاح رفت و در روز جمعه با مردم نماز خواند و مردم را آرام كرد و گروهى از شورشيان جوان را گرفت و آن در محرم سنه سيصد و شصت بود . شريف ابو القاسم بن ابى يعلى هاشمى را دستگير و بمصر روانه كرد . كار دمشق را هم سامان داد . ما بايد شرح اين وقايع را در آخر سال ( سنه سيصد و شصت ) بيان كنيم و اين تقديم و تاخير براى اين بود كه چون فتح دمشق و غلبه مغربيان را بيان كرديم واقعه را در اين تاريخ نقل نموديم . باهتمام و تصحيح دكتر مصطفى نراقى پايان يافت . مجلد پانزدهم هم تحت طبع مىباشد . آذر - 1350