كه امرئ القيس بود و بيك پادشاه ( امير ) خاتمه يافت كه ابو فراس بوده قصايد او در زمان گرفتارى بهترين سرمايه ادب عرب است بعد از سيف الدوله خواست مقام او را احراز كند ولى خواهر زاده او فرزند سيف الدوله در جنگ او را كشت ) .
در آن سال سپاهى از روم بجزيره « اقريطش » ( كريت ) هجوم برد . اهالى بمعز لدين اللّه علوى امير افريقا توسل نمودند و مدد خواستند او لشكرى به يارى آنها فرستاد جنگ رخ داد و مسلمين پيروز شدند هر كه هم از روميان به آن جزيره پياده شده بود گرفتار شد .
ابو بكر محمد بن حسن بن زياد نقاش مقرى مولف كتاب شفاء الصدور و عبد الباقى ابن قانع مولاى بنى اميه كه در سنه دويست و نود و پنج متولد شده بود درگذشتند .
همچنين دعلج بن احمد سجزى و ابو عبد اللّه محمد بن ابى موسى هاشمى .
سنه سيصد و پنجاه و دو
بيان عصيان اهل حران
در ماه صفر آن سال اهالى « حران » نسبت بامير آن سامان هبة اللّه بن ناصر الدوله بن حمدان تمرد و عصيان نمودند .
سبب اين بود كه او حكومت آن شهر و ديار مضر را از طرف عم خود سيف الدوله بر عهده داشت كه سيف الدوله در حلب بود .
اهالى بر عمال و نواب شوريدند زيرا نسبت بمردم و بازرگانان ستم كرده و كالاهاى تجار را ربوده بودند و در ظلم نسبت باهالى حران افراط مىكردند .
هبة اللّه نزد عم خود سيف الدوله در حلب بود كه اهالى بر عمال و جانشين او شوريدند چون هبة اللّه آگاه شد آنها را قصد و جنگ كرد . آنها مدت دو ماه با او نبرد كردند و محاصره شدند و بسيارى از آنها بقتل رسيدند چون سيف الدوله ديد كه شر و بلا عظمت و فزونى و شدت يافته خود به آنها نزديك شد و مكاتبه نمود و هر چه خواستند