نو در اين روزگار كهنه خواهد شد .
بيان سيره و رفتار متوكل
چنين آمده كه ابو الشمط مروان بن ابى الجنوب گفت : من براى متوكل شعرى خواندم كه در آن هجا و ناسزاى رافضه بود . او مرا امير بحرين و يمامه كرد و چهار خلعت به من داد .
منتصر هم به من يك خلعت داد . سه هزار دينار هم بر من نثار كرد و بمنتصر و سعد ايتاخى دستور داد كه دينارها را از زمين جمع كنند و به من بدهند . آنها هم هر چه دستور داد انجام دادند . شعر من هم اين است :
ملك الخليفه جعفر * للدين و الدنيا سلامه
سلم تراث محمد * و بعد لكم تشقى الظلامه
يرجو التراث بنو * البنات و ما لهم فبها قلامه
و الصهر ليس بوارث * و البنت لا ترث الامامه
ما للذين تخلوا * ميراثكم الا الندامه
اخذ الوارثة اهلها * فعلام لومكم علامه
لو كان حقكم لما * قامت على الناس القيامة
ليس التراث لغيركم * لا و الإله و لا كرامه
اصبحت بين محبكم * و المعضين لكم علامه
يعنى : سلطنت خليفه كه جعفر باشد براى دنيا و دين سلامت است .
ميراث محمد براى شماست و با عدالت شما تباه مىشود .
فرزندان دختر بنى فاطمه آرزوى ميراث را مىكنند و حال اينكه به اندازه سر ناخن از آن بهره ندارند از خلافت ) داماد وارث نمىشود و دختر وارث امامت نمىشود ( پيشوا و امام نخواهد بود زيرا مونث است آنانى كه ادعاى ميراث شما را مىكنند بهره جز پشيمانى ندارند