در آن سال رشيد ابو هريره محمد بن فرخ را كشت او حاكم جزيره بود رشيد ابو حنيفه حرب بن قيس را فرستاد او را گرفت و ببغداد برد رشيد هم او را كشت .
در آن سال رشيد دستور داد كه طالبيان ( فرزندان ابو طالب ) را از بغداد اخراج كنند و در مدينهء پيغمبر سكنى دهند فقط عباس بن حسن بن عبد اللّه بن عباس را مستغنى نمود در ديگرى عبد الله بن على آمده نه عباس .
در آن سال فضل بن سعيد حرورى ( خوارج ) قيام و خروج نمود ابو خالد مروروذى او را كشت .
در آن سال روح بن حاتم وارد آفريقا شده عبد الصمد بن على بن عبد اللّه بن عباس امير الحاج شده بود .
سنه صد و هفتاد و دو
بيان قيام و خروج سليمان و عبد اللّه دو فرزند عبد الرحمن ضد برادر خود هشام
در آن سال گفته شده در سال صد و هفتاد و سه نه هفتاد و دو بايد اين صحيح باشد .
سليمان و عبد اللّه دو فرزند عبد الرحمن ابى معاوية بن هشام امير اندلس خود را از طاعت برادر مجرد و ضد او در اندلس قيام نمودند .
هشام پس از پدر خويش چنان كه گذشت امير شد و چون كار او بسامان رسيد عبد اللّه معروف « بلنسى » كه نزد پدرش مقدم و محترم و محبوب بود خواست با برادر خود در كارهاى ملك شريك باشد . از هشام ( برادرش ) بيمناك شد گريخت و بسليمان برادر ديگرش پناه برد كه او در شهر « طليطله » بود .
چون عبد اللّه از قرطبه خارج شد هشام عدهء فرستاد كه او را برگردانند و به او نرسيدند . هشام سپاهى تجهيز و « طليطله » قصد كرد . دو برادرش را در شهر محاصره نمود قبل از آن سليمان لشكر جمع و بسيارى تجهيز و آماده كارزار كرده