سرهاى بريده را نزد هادى بردند .
چون سر حسين را نزد او نهادند گفت :
انگار شما سر يك جبار را نزد من آوردهايد : كمترين كيفر شما اين است كه من شما را از پاداش محروم كنم . او به آنها چيزى نداد .
حسين شجاع و كريم و بزرگوار بود . بر مهدى وارد شد مهدى به او چهل هزار دينار داد او همه را ميان مردم بغداد تقسم كرد و باهل كوفه هم داد . او از كوفه در حالى خارج شد جز يك پوستين جامه نداشت كه پوستين را بدون پيراهن بر تن كشيده بود .
بيان حوادث
در آن سال معيوف بن يحيى از « درب الراهب » براى غزاى روم سوى « صائفه » لشكر كشيد . قبل از آن روميان بفرماندهى بطريق خود سوى « حديثه » لشكر كشيده بودند . والى و بازاريان از شهر گريختند و روميان داخل شهر شدند . معيوف لشكر كشيد و شهر « آشنه » را گرفت مال و برده ربود .
سليمان بن منصور امير الحاج شده بود در مدينه عمر بن عبد العزيز عمرى امير بود .
در مكه و طائف عبيد اللّه بن قتم و در يمن ابراهيم بن سلم بن قتيبه و در يمامه و بحرين سويد بن ابى سويد قائد خراسانى و در عمان حسن بن نسيم حوارى و در كوفه موسى بن عيسى و در بصره محمد بن سليمان و در گرگان حجاج مولاى هادى و در « قومس » ( گمش ) زياد بن حسان و در طبرستان و رويان صالح بن شيخ بن عميره اسدى و در اصفهان طيفور مولاى هادى و در موصل هاشم بن سعيد بن خالد امير بودند . هاشم در موصل بد رفتارى كرد هادى ( خليفه ) او را عزل و عبد الملك بن صالح هاشمى را بجاى او نصب نمود .