در آن سال مردى در اندلس قيام كرد كه او را ولد مىگفتند . او با امير اندلس مخالفت و ستيز كرد و امير سپاهى براى سركوبى او فرستاد او را در شهر « باجه » محاصره كردند كه او آن شهر را گرفته و مركز خود قرار داده بود شهر را گرفتند و او را بزنجير بستند .
در آن سال اسد بن فرات فقيه قاضى قيروان شد .
محمد بن جعفر الصادق هم وفات يافت . او بگرگان رفته بود و در آنجا درگذشت و مأمون بر او نماز خواند او در حجاز خليفه شده بود ( بعد مغلوب شد و نزد مأمون رفت كه شرح حال او گذشت ) .
در آن سال خزيمة بن خازم تميمى در ماه شعبان درگذشت . او يكى از فرماندهان و سرداران مشهور بود كه شرح حال او دليل بر عظمت و مقام او بود گذشت ( جد اعلاى اسد اللّه علم خزيمه كه به او منتسب مىباشد ) .
يحيى بن آدم بن سليمان و ابو حامد زبيرى و محمد بن يشير عبدى فقيه در كوفه و نضر بن شميل لغوى محدث كه موثق بود وفات يافتند .
سنه دويست و چهار
بيان رسيدن مأمون ببغداد
در آن سال مأمون ببغداد رسيد و دنبالهء فتنه بريده شد .
مأمون در گرگان مدت يك ماه اقامت نمود و در هر منزلى كه مىرسيد يك دو - سه روز مىماند .
مدت هشت روز در نهروان هم اقامت كرد تا آنكه خانواده و خويشان و فرماندهان و سالاران و بزرگان و اعيان باستقبال او رفتند و بر او درود گفتند . بطاهر هم نوشته بود كه از رقه نزد او در نهروان بيايد او هم در نهروان به او پيوست .