ازدواج در تاريخ عالم مانندى نداشت كه در آن بسپاه علاوه بر سيم و زر و گوهر قباله املاك هم داده بودند كه باصطلاح كنونى دلمه مىباشد ) و نيز مامون دختر خود را همسر على بن موسى الرضا نمود كه نامش ( كنيه ) ام حبيبه . دختر ديگرش را هم كه ام الفضل بود . بمحمد بن على بن موسى الرضا داد ( پدر و پسر دو دختر مامون را داشتند ) .
در آن سال ابراهيم بن موسى بن جعفر امير الحاج شد و براى برادرش ( على بن موسى الرضا ) بعد از مامون ( به ولايت عهد ) دعوت نمود .
پس از حج راه يمن را گرفت و رفت كه در آن هنگام حمدوية بن على بن عيسى بن ماهان بر يمن غلبه كرده و مسلط شده بود .
در آن سال در ماه ربيع الاخر در آسمان رنگى سرخ پديد آمد كه در چهاردهم ماه مذكور نمايان شد و تا آخر شب ماند . پس از آن دو ستون سرخ تا صبح ماند كه در صفحه آسمان نمايان شده بود .
ابو محمد بن يحيى بن مبارك بن مغيرة عدوى يزيدى مقرى ( قارى قرآن ) و دوست ابو عمرو بن علاء درگذشت . علت اينكه او را يزيدى ناميده بودند اين بود كه او يار يزيد بن منصور خال ( دائى ) مهدى و معلم فرزندان مهدى بود .
سهل پدر ذو الرياستين ( فضل و حسن ) شش ماه پس از كشتن شدن فرزندش درگذشت .
مادرش زنده ماند تا جشن عروسى نوهاش بوران را ديد كه دختر پسرش بود .
سنه دويست و سه
بيان وفات على بن موسى الرضا
در آن سال على بن موسى الرضا عليه السلام ( مولف به اين درود تصريح كرده كه تحيت خاصه شيعيان است و خود او سنى بود ) وفات يافت . او انگور خورده و در