لشكر فرستاد . او هم سوى « سرقوسه » لشكر كشيد . غنايم بسيارى بدست آورد و بازگشت .
پس از آن لشكر ديگرى براى غارت فرستاد غنايمى ربود و بازگشت كه در راه با بطريق پادشاه روم در صقليه ( سيسيل ) روبرو شد . پادشاه روم سپاهى عظيم داشت .
مسلمين ناگزير بيك جنگل كه داراى درختهاى انبوه بود پناه بردند . پادشاه روم قادر بر جنگ نبود يك روز از صبح تا عصر منتظر شد . چون مسلمين سستى و نااميدى او را ديدند دليرانه بر او حمله نمودند . روميان گريختند و بطريق مجروح شد و از اسب افتاد . جمعى از ياران او دليرى كرده و بنجات وى شتاب نمودند . او را با همان حال كه چندين زخم داشت برداشتند و بردند . مسلمين هم اسلحه و مهمات و كالا و چهار پايان آنها را بغنيمت بردند و آن واقعه بسيار مهم و عظيم بود .
زيادة اللّه ابو الاغلب ابراهيم بن عبد اللّه را از افريقا براى امارت صقليه فرستاد .
او در ماه رمضان به آن جزيره رسيد .
ابو الاغلب كشتىهاى جنگى را فرستاد كه با كشتىهاى جنگى روم نبرد كرد و غلبه يافت هر چه روميان داشتند بغنيمت برد و هر كه در آن كشتىها بود گردن زد .
ميان آنها مردى از اهالى افريقا از دين برگشته مسيحى شده بود او را هم گردن زد .
گروهى از سپاه خود را سوى جبل نار ( كوه آتشفشان ) و دژهاى محكم آن سامان روانه كرد . مزارع را آتش زدند و اموال را ربودند و در كشتار افراط نمودند .
باز هم ابو الاغلب در سنه دويست و بيست و يك لشكرى سوى جبل النار فرستاد كه در آن ديار غنايم بسيار بدست آمد عده هم برده و بنده گرفتار شده كه هر بنده بكمترين بها فروخته شد . لشكر اسلام هم بسلامت بازگشت .
در آن سال باز أبو الأغلب گروهى از لشكر خود را سوى « قطلياسه » فرستاد .
غنايمى ربودند و اسراء بسيارى گرفتند ولى روميان رسيدند و جنگ كردند و مسلمين مغلوب شدند .
باز لشكرى سوى « قصريانه » روانه كرد روميان از شهر بيرون آمده صف بسته و جنگ كردند مسلمين شكست خورده و گروهى كشته بجا گذاشتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨١