ست بالباقى و لو عمرت ما عمر نوح * فعلى نفسك نح ان كنت لا بد تنوح
يعنى با زيور و رخت رفتند ( كنيزها ) و با لباس ماتم برگشتند .
هر سرسختى در دنيا دچار سرسخت بدترى خواهد شد ( كه به او شاخ مىزدند ) .
هرگز جاويد آن نخواهى ماند حتى اگر مانند نوح عمر كرده باشى .
تو بر جان خود نوحه و ندبه كن اگر از نوحهگرى ناگزير باشى .
او در بيست و دوم ماه محرم در گذشت .
مدت خلافت او ده سال و يك ماه بود گفته شده : ده سال و چهل و نه روز . سن او چهل و سه سال بود . او زير يك درخت گردو به خاك سپرده شد كه هميشه زير سايه آن درخت مىنشست . هارون الرشيد بر نعش او نماز خواند .
او سفيدرو و بلند قد بود . گفته شده گندمگون بوده و در يك چشم وى يك لكه سفيد بود .
بيان رفتار و سيرهء مهدى
مهدى چون براى داورى و رد مظالم مىنشست دستور مىداد قضات را حاضر كنند كه در محضر او قضا كنند و حكم دهند . او مىگفت : همين بس است كه من از آنها شرمنده شوم ( و حكم بر حق دهم ) و اگر جز شرم من از آنها چيز ديگرى نبود براى ( عدالت ) من همين كافى بود ( كه حكم بر حق بدهم ) .
روزى مهدى يكى از سالاران خود را مورد عتاب قرار داد و گفت : تا كى تو گناه مىكنى و من عفو كنم ؟ گفت : تا ابد ما بد خواهيم كرد و خداوند ترا زنده بدارد كه از ما عفو كن . مهدى شرمنده شد و از او گذشت و خشنود شد .
مسور بن مساور گويد :
وكيل مهدى يك ده را از من به زور گرفت . من هم بمهدى اين كلمه را نوشتم آيا تو ستم مىكنى ؟ آن رقعه بدست مهدى رسيد . مرا نزد خود خواند و گفت : آيا راضى هستى يكى از اين دو قاضى در كار تو داورى كند . در آن هنگام محمد بن علاثه