بوديم ( كه بدان واقعه مبادرت كنيم ) حضار دانستند كه مقصود طاهر ( و مقصود شاعر ) از آن بيان تأسف بر قتل محمد باشد .
بيان تسلط طاهر بر واسط
طاهر از اهواز سوى واسط لشكر كشيد . در واسط سندى بن يحيى حرشى و هيثم بن شعبه نماينده پيشكار خزيمة بن خازم هر دو امير و والى واسط بودند .
چون طاهر سوى آنها پيش مىرفت تمام پاسگاهها تسليم مىشدند و عمال و حكام مىگريختند و چون بواسط رسيد سندى و هيثم بن شعبه هر دو گريختند و طاهر بر آن ديار غلبه كرد . يكى از سالاران خود را بكوفه فرستاد در آنجا موسى هادى والى بود فورا امين را خلع كرد و براى مأمون بيعت گرفت . بطاهر هم نوشت . خيل طاهر بدهانه رود نيل ( در جزيره ميان بغداد و حله رودى از قديم بنام نيل بود غير از نيل مصر و اكنون هم هست ) رسيد ميان واسط و كوفه را هم گشود .
مطلب بن عبد اللّه بن مالك هم بطاهر نوشت كه امين را خلع و با مامون بيعت كرده او والى موصل بود كه از آنجا نامه نوشت و پيروى كرد .
تمام آن وقايع در ماه رجب سال جارى بود طاهر تمام امر او و حكاميكه اطاعت كردند بجاى خود مستقر و برقرار نمود .
داود بن عيسى بن موسى بن محمد بن على هاشمى را بامارت مكه و مدينه فرستاد .
يزيد بن جرير بن يزيد بن خالد بن عبد إله قسرى بجلى را والى يمن نمود حارث بن هشام و داود بن موسى را براى تصرف قصر ابن هبيرة فرستاد . طاهر خود در جرجرايا اقامت نمود .
چون امين مطلع شد كه والى كوفه او را خلع و با مامون بيعت كرده محمد بن سليمان قائد را براى ( سركوبى ) او فرستاد . همچنين محمد بن حماد بربرى