گروهى از فرماندهان و سران سپاه از رافع جدا شده بهرثمة بن اعين پيوستند يكى از آنها عجيف بن عنبسه و ديگر كسان .
رشيد ثابت بن نصر بن مالك را مرزبان نمود . او براى جنگ و غزا لشكر كشيد و شهر « مطموره » را گشود .
در محل « بذندون » فديه گرفتاران به عمل آمد در آن سال « ثروان » حرورى در بصره قيام و خروج نمود با عامل سلطان ( حاكم ) نبرد كرد .
عيسى بن جعفر بن منصور در محل « دسكره » در گذشت مرگ او در حالى رخ داد كه او قصد التحاق برشيد داشت .
رشيد هيصم كنانى را كشت .
عباس بن عبد اللّه بن جعفر بن منصور امير الحاج شده بود . در آن سال هرثمه بخراسان رسيد چنان كه گذشت . هرثمه رافع بن ليث را در سمرقند محاصره كرد و سخت گرفت . طاهر بن حسين را هم نزد خود خواند و خراسان از نيرو تهى گرديد كه حمزهء خارجى در خراسان آغاز قتل و غارت نمود ماليات را از اعمال گرفت و عمال و حكام ناگزير باج و خراج را به او دادند . حكام هرات و سيستان ماليات را به او پرداختند . عبد الرحمن نيشابورى بدفاع برخاست عده بيست هزار تن گرد او تجمع نمودند . حمزه او را قصد كرد و جنگى بسيار سخت رخ داد بسيارى از اتباع حمزه كشته شدند حمزه بهرات رفت و عبد الرحمن او را دنبال كرد تا بهرات رسيد . آن واقعه در سنه صد و نود و چهار بود . مأمون به او نامه نوشت و دستور داد كه برگردد . هرثمه هم محاصره سمرقند را ادامه داد تا آن را گشود كه بعد از اين شرح آن خواهد آمد بخواست خداوند .
رافع بن ليث و گروهى از خويشان و ياران او كشته شدند .
ابن يحيى هم امير ما وراء النهر شد كه به محل خود برگشت ( رافع او را بر كنار و طرد كرده بود ) .
رافع در سنهء صد و نود و پنج كشته شد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٨