ابشر امير المؤمنين فانه * فتح اتاك من الإله كبير
فتح يزيد على الفتوح يؤمنا * بالنصر فيه لواوك المنصور
يعنى : آن عهدى ( كه براى صلح ) دادى « نقفور » نقض كرد . دائرهء خوارى و زبونى بر او خواهد كشت . مژده اى امير المؤمنين كه يك فتح بزرگ از خداوند به تو خواهد رسيد .
فتحى كه بيشتر از فتحهاى ديگر باشد .
درفش پيروزمند تو پيشاپيش ما با پيروزى مىرود .
با چند بيت ديگر .
چون رشيد آن را شنيد گفت : آيا « نقفور » چنين كرده آنگاه دانست كه وزراء چنين حيله برانگيختهاند ( كه به زبان شعر به او خبر دادند ) .
رشيد دوباره سوى بلاد لشكر كشيد و آن هم در يك روزگار بسيار سخت ( از حيث شدت سرما ) . با يك خبر ملال آور .
لشكر كشيد تا بكشور روم رسيد و در آنجا تشفى حاصل كرد و هر چه خواست كرد .
گفته شده لشكر كشى هارون الرشيد بسبب نقض عهد و پس از شنيدن اشعار موجب فتح « هرقله » شد كه ما آن را در حوادث سال صد و نود خواهيم آورد بخواست خداوند .
بيان قتل ابراهيم بن عثمان بن نهيك
در آن سال رشيد ابراهيم بن نهيك را كشت .
علت قتل او اين بود كه او هميشه بر كشتن جعفر بن يحيى مىگريست زارى مىكرد . ماتم او به حدى رسيد كه چون باده مىخورد و مست مىشد شمشير را مىكشيد و مىگفت : اى جعفر واى بر من . من قاتل ترا خواهم كشت و انتقام خواهم كشيد .
من بخونخواهى تو قيام خواهم كرد . چون اين حال تكرار شد فرزندش با يك غلام اخته هر دو نزد رشيد رفتند و خبر زارى و تصميم بانتقام كشى او را خبر دادند رشيد ابراهيم را نزد خود خواند و در حضور خويش به او باده داد چون مست شد رشيد