( على ) بضم عين بتصغير .
( رباح ) با باء يك نقطه .
ابراهيم بن طهمان كه دانشمند و اهل نيشابور بود در مكه وفات يافت .
ابو الأشهب جعفر بن حيان در بصره وفات يافت .
به كار بن شريح قاضى موصل كه دانشمند بود درگذشت . بعد از او ابو مكرز فهرى كه نامش يحيى بن عبد اللّه بن كرز بود قاضى آن ديار شد .
سنه صد و شصت و چهار
در آن سال عبد الكبير بن عبد الحميد بن عبد الرحمن بن زيد بن خطاب از محل « درب الحدث » به قصد غزا لشكر كشيد . ميخائيل و « طازاذ » ارمنى بطريق با عده نود هزار مرد جنگى بمقابله او رسيدند . عبد الكبير ترسيد و مردم را از جنگ بازداشت . ناگزير سپاه خود را برگردانيد . مهدى خواست او را بكشد براى او شفاعت شد او را بزندان سپرد .
مهدى محمد بن سليمان را از امارت بصره بر كنار كرد و ساير كارها را هم از او گرفت و صالح بن داود را بجاى او منصوب نمود .
مهدى براى حج راه مكه را گرفت چون بعقبه رسيد بر كمى آب آگاه شد ترسيد آب براى مردم كافى نباشد خود هم بتب مبتلا شد ناگزير برگشت و برادر خود صالح را امير الحاج نمود مردم هم دچار عطش شديد شدند نزديك بود هلاك شوند . مهدى بر يقطين غضب كرد كه او عهدهدار آبيارى و حفر چاه يا حمل آب بود .
عبد اللّه بن سليمان را هم از حكومت يمن منفصل كرد كه بر او خشم گرفته بود . هنگام كوچ كردن هم كسانى را فرستاد كه بارهاى او را تفتيش و دارائى او را رسيدگى كنند .
منصور بن يزيد بن منصور را بحكومت يمن منصوب كرد .