Skip to main content

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — Page 157

Contributors:

P.157

شرح حال مثنى بن حارثه در عراق

اما مثنى بن حارثه شيبانى كه او پس از بدرقه خالد كه راه شام را گرفته بود خود با لشكر خويش در حيره اقامت نمود . او پاسگاهها را مرتب كرده و جاسوس و خبر گذار همه جا فرستاده منتظر اوضاع تازه بود . وضع ايران بعد از مسافرت خالد بهبودى و انتظام يافت كه در سنه سيزده هجرى مردم ايران بر پادشاهى شهر براز بن اردشير بن شهريار شاپور اتفاق نمود . پادشاه تازه لشكرى براى جنگ مثنى بفرماندهى هرمز جادويه فرستاد كه عده سپاهيان آن بالغ بر ده هزار بود . پاسداران و ديده‌بانان از هر مكان وضع لشكر كشى ايران را بمثنى اطلاع دادند . مثنى هم ناگزير لشكر كشيده و عدهء كه در پاسگاهها پراكنده بودند همه را جمع كرده صفوف خود را آراست . معنى و مسعود كه هر دو برادر او بودند بفرماندهى دو جناح راست و چپ منصوب نمود . او در بابل لشكر زد و هرمز او را قصد نمود . خسرو شهر براز هم بمثنى نوشت كه من براى نبرد تو فقط اوباش و مرغداران و خوك‌پروران و چوپانان را فرستادم ( مقصود اراذل و جنگ ناديده ) من فقط با همين نوع مردم از ايرانيان با تو مقابله و مقاتله خواهم كرد . مثنى به او چنين پاسخ داد . تو يكى از دو مرد مىباشى . يا ستمگر و متجاوز كه اين صفت براى تو زشت است و نتيجه اين زشتى كه ستم باشد بسود ما و زيان تو خواهد بود . ( ستمگر رستگار نخواهد شد ) يا دروغگو
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — Page 157 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت