* ( نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ . قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِه وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ) * ص : 23 و 24 .
يعنى : گفت : اين برادر من است نود و نه تا ميش دارد و من فقط يك ميش دارم ميگويد آن را به من تمليك كن ( رجوع به كفل ) و در سخن بر من غلبه كرده ، داود گفت : برادرت در اين تقاضا بر تو ستم كرده و بسيارى از شركاء بعضى بر بعضى تجاوز ميكنند .
راجع به اين ماجرى رجوع شود به « داود » ، اين لفظ بيشتر از چهار بار در كلام الله مجيد نيامده است .
نعاس :
( بضمّ - ن ) خواب كم .
راغب گويد : « النّعاس : النّوم القليل » طبرسى آن را چرت و ديگران اوّل النوم گفتهاند ، همه يك معنىاند .
* ( إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْه وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً . . . ) * انفال : 11 .
آنگاه كه خواب كم را به جهت آرامش درونتان بر شما مستولى ميكرد و از آسمان بر شما آب نازل مينمود ، * ( ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ . . . ) * آل عمران :
154 . پس از گرفتارى بر شما ايمنى فرستاد و آن خواب كمى بود كه طائفهاى از شما را فرا گرفت .
هر دو آيه دربارهء جنگ تاريخى « احد » است كه مسلمانان پس از شكست با مختصر خوابى ( بالاى كوه ) آرامش قلب يافتند . شايد تذكر خواب از آنجهت است كه خواب رفتن در آنساعت از الطاف خداوندى بود و گرنه با آن ناراحتى و گرفتارى و تشنّج اعصاب خواب رفتن غير مقدور بود ، اين لفظ بيشتر از دو بار در قرآن يافته نيست .
نعق :
صيحه زدن . فرياد كشيدن .
گويند : « نعق الرّاعى بغنمه » چوپان بگوسفندانش بانگ زد و زجرشان كرد . « نعق الغراب : صاح » كلاغ فرياد كشيد . « نعق المؤذّن » صدايش را باذان گفتن بلند كرد .
* ( وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي ) *