به « ربذه » تبعيد كند آن جناب را متّهم كردند كه در اموال عقيدهء اشتراكى دارد و خليفه از تبعيد وى ناگزير بود .
ابن هشام در سيرهء خود در ضمن اشعار لاميّه ابى طالب عليه السلام شعر ذيل را نقل مىكند كه درباره رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده است :
فايّده ربّ العباد بنصره و اظهر دينا حقّه غير باطل و نيز در ضمن خبر صحيفه ايكه قريش دربارهء عدم معاشرت با بنى هاشم نوشتند نقل مىكند كه ابو طالب در ضمن اشعار خود چنين گفت :
ا لم تعلموا انّا وجدنا محمّدا نبيّا كموسى خطَّ فى اوّل الكتب ولى با وجود آن در نقل وفات ابو طالب عليه السلام مينويسد : آنحضرت بابو طالب فرمود :
لا إله الَّا الله بگو كه بتوانم تو را شفاعت كنم . گفت : پسر برادرم ميترسم براى من عار باشد و بگويند از ترس مرگ آن را به زبان آوردهام . چون مرگ ابو طالب نزديك شد عباس ديد او لبانش را حركت ميدهد ، گوشش را نزديك دهان او برد و به حضرت گفت : پسر برادرم و الله برادرم ابو طالب شهادت را به زبان جارى كرد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : من نشنيدم .
اينكه ابن هشام با احتياط نقل مىكند بنظرم علتش آنست كه او از رجال قرن سوم هجرى است و در 213 هجرى وفات كرده و سيرهء خويش را در زمان عبّاسيان نوشته است و عبّاسيان خوش داشتند كه مردم ابو طالب عليه السلام را مشرك بدانند .
در اين كتاب بيشتر از اين مجال بحث نيست طالبان تفصيل به جلد هفتم الغدير رجوع كنند ، علَّامهء امينى رحمه الله در آن از ص 331 تا 412 بطور مشروح سخن گفته است .
نباء :
( بر وزن فرس ) خبريكه داراى فائدهء بزرگ و مفيد علم يا ظنّ است و بخبر نباء نگويند مگر آنكه اين سه امر را داشته باشد و خبريكه آن را نباء گويند حقّش آنست كه از كذب عارى باشد مثل خبر متواتر و خبر خدا و رسول ( راغب ) .