همان نجواى منافقان و مريض القلبها است و آيه تذكَّر ميدهد كه مؤمنان از آن نترسند .
نَجِىّ :
* ( فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْه خَلَصُوا نَجِيًّا ) * يوسف : 80 . نجّى بر وزن فعيل قومى است كه با هم نجوى ميكنند در واحد و جمع يكسان باشد يعنى :
چون از يوسف نااميد شدند ( از اينكه برادر آنها را بدهد ) از مردم كنار شدند در حالى كه ميان خويش نجوى ميكردند كه چه بكنند ايضا * ( وَنادَيْناه مِنْ جانِبِ الطُّورِ الأَيْمَنِ وَقَرَّبْناه نَجِيًّا ) * مريم :
52 . نجيّا حال است از فاعل * ( قَرَّبْناه ) * يعنى : موسى را از جانب راست طور ندا كرديم در حالى كه با او مناجات ميكرديم مقرّب درگاه خود نموديم ، ممكن حال باشد از مفعول * ( « قَرَّبْناه » ) * كه مراد موسى عليه السّلام است .
نجوى :
* ( نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَسْتَمِعُونَ بِه إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوى . . . ) * اسراء : 47 . نجوى مصدر است بمعنى فاعل ، واحد و جمع در آن يكسان است يعنى ما به آنچه گوش ميدهند در حين استماعشان دانائيم و نيز آنگاه كه نجوى كنندگانند ، بقول بعضى تقدير آن « و اذ هم ذو نجوى » است .
* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * مجادله : 12 .
يعنى چون خواستيد با رسول خدا مناجات و گفتگو كنيد پيش از آن صدقهاى بدهيد آن براى شما خير و پاك كننده تر است و اگر نيافتيد خدا غفور رحيم است .
آيه روشن است در اينكه ثروتمندان اگر ميخواستند محضر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مشرّف شده و مذاكره كنند ، لازم بود اوّل صدقهاى بدهند جمله * ( فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا . . . ) * نشان ميدهد كه آن حكم وجوبى بوده و از فقراء ساقط بوده است .
الميزان در علت اين حكم احتمال داده كه : اغنياء بيشتر با آنحضرت خلوت ميكردند و در آن نوعى تقرّب