* ( وَلا تَخافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوه إِلَيْكِ وَجاعِلُوه مِنَ الْمُرْسَلِينَ ) * قصص : 7 .
وحى در اينجا همان الهام و تفهيم خفى است كه خدا بقلب مادر موسى عليه السّلام انداخت و آن مصداقا نظير آن بود كه بدل انبياء عليهم السّلام انداخته ميشد و همانطور كه به او الهام شده بود تحقق واقعى پيدا كرد .
* ( وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ ) * انعام : 121 . آيه در خوردن ذبيحهاى است كه نام خدا بر آن برده نشده ممكن است مراد از شياطين انسانهاى بد كار و يا شياطين جنّ باشد يعنى از آنچه نام خدا بر آن برده نشده نخوريد شياطين بدوستان خود القاء وسوسه ميكنند تا در باره خوردن ميته با شما مجادله كنند .
ايضا * ( وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ . . . ) * انعام : 112 . مراد از وحى در هر دو آيه كلام خفى و وسوسه است . وحى انبياء وحى انبياء عليهم السّلام همان تفهيم خفى و كلام خفى است كه از جانب خداوند القاء مىشود و خداوند از آن با « سخن گفتن خدا » تعبير مىكند و آن سه قسم است : وحى ، ايجاد صدا ، آمدن فرشته . آيه 51 . از سوره شورى چنين است :
* ( وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه الله إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِه ما يَشاءُ إِنَّه عَلِيٌّ حَكِيمٌ . ) *
* ( وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا . . . ) * يعنى براى هيچ بشرى نيست كه خدا با او سخن گويد مگر بطور وحى و القاء بدل او ، يا از پس پرده ( مثل موسى عليه السّلام كه خدا صدا آفريد و موسى آن را از درخت شنيد ) و يا فرشتهاى ميفرستد و او باذن خدا آنچه را كه خدا ميخواهد بپيامبر وحى و تفهيم مىكند كه خدا و الا مقام و حكمت كردار است . اى پيامبر همانطور با هر سه راه دينى به تو وحى كرديم .
مىشود خواب انبياء عليهم السّلام را از قسم اوّل دانست چنان كه در خواب ديدن ابراهيم عليه السّلام در باره ذبح
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٩١