احساس خوف كند .
وجه :
چهره روى . صورت . * ( قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ . . . ) * بقره :
144 . گردش روى تو را به آسمان مىبينيم * ( فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ ) * مائده : 6 . در مجمع و قاموس و مصباح گفته : « الوجه :
مستقبل كلّ شىء » وجه روى هر چيز است كه با آن روبرو شوند .
راغب ميگويد : وجه در اصل صورت و چهره است . . . و چون صورت اولين چيزى است كه با تو روبرو مىشود و نيز از همه اعضاء بدن اشرف است لذا بمعنى روى هر چيز ، اشرف هر چيز ، اوّل هر چيز ، به كار رفته است .
على هذا وجه در اصل بمعنى صورت و ثانيا بمعنى روبرو شده هر چيز و اشرف هر چيز . . . آمده است . در اينجا لازم است بامورى توجّه شود :
فعل وجه در قرآن مجيد فقط از باب تفعيل و تفعّل آمده است . مثل : * ( إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ . . . ) * انعام : 79 . من گرداندم روى خود را بكسيكه آسمانها و زمين را آفريده است يعنى بسوى او رو كردم .
* ( وَلَمَّا تَوَجَّه تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ ) * قصص :
22 . و چون رو كرد به طرف مدين گفت :
اميد است خدايم مرا به راه راست ( كه از فرعون خلاص شوم ) هدايت كند .
در بسيارى از آيات قرآن وجه به خدا نسبت داده شده و اين آيات دو قسماند . اوّل مانند آيات * ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ . وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإِكْرامِ ) * رحمن : 26 و 27 . مرفوع بودن * ( « ذُو الْجَلالِ » ) * را كه وصف « وجه » است در نظر داشته باشيد .
ايضا * ( وَلا تَدْعُ مَعَ الله إِلهاً آخَرَ لا إِله إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه لَه الْحُكْمُ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * قصص : 88 .
ظاهرا مراد از وجه در اين دو آيه ذات پروردگار است . طبرسى ذيل * ( بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَه لِلَّه ) * بقره : 112 .
فرموده : عرب وجه الشىء به كار برده و از آن ذات شىء اراده مىكند و اين