Skip to main content

قاموس قرآن ( فارسي ) — Page 243

Contributors:

P.243
زمين در اصل مذاب بوده سپس در اثر سرد شدن قسمتى از آن منجمد شده و بتدريج بر وسعت آن افزوده تا تمام سطح آن را فرا گرفته است ، در اين صورت معنى مدّ الارض را بهتر درك خواهيم كرد يعنى : او كسى است كه زمين را گسترش داد و در آن كوههاى پا بر جا و نهرها قرار داد . نظير * ( وَالأَرْضَ مَدَدْناها وَأَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ . . . ) * حجر : 19 . مَدّ عَين * ( لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ . . . ) * حجر : 88 . مدّعين بمعنى نگاه شديد و خيره شدن است يعنى چشمانت را بچيزهائيكه بدسته هاى - كفّار داده‌ايم نگران مكن . * ( كَلَّا سَنَكْتُبُ ما يَقُولُ وَنَمُدُّ لَه مِنَ الْعَذابِ مَدًّا ) * مريم : 79 . آنچه ميگويد مينويسيم و عذاب را بر او افزون ميكنيم . * ( قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَه الرَّحْمنُ مَدًّا حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكاناً وَأَضْعَفُ جُنْداً مريم : 75 . * ( « فَلْيَمْدُدْ » ) * امر غائب است مراد از آن مهلت مىباشد . گويند براى حتمى بودن مهلت به صورت امر آمده است يعنى هر كه در ضلالت باشد خدا حتما به او مهلت خواهد داد ولى وقت آمدن عذاب يا قيامت خواهد دانست كه موقعيّت بدى داشته و بىيار و ياور است . * ( وَالْبَحْرُ يَمُدُّه مِنْ بَعْدِه سَبْعَةُ أَبْحُرٍ . . . ) * لقمان : 27 . « منظور از « يمد » امداد و يارى است . * ( الله يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ) * بقره : 15 . مراد ظاهرا از * ( « يَمُدُّهُمْ » ) * مهلت است . * ( أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَبَنِينَ ) * شعراء : 133 . * ( وَأَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ ) * اسراء : 6 . شما را با چهارپايان - اموال و پسران فزونى داديم مدّ و امداد هر دو يكى است ولى راغب در مفردات گفته : امداد اكثرا در محبوب و مدّ در مكروه آيد . مداد * ( قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ ) *