بيت عليهم السلام است و نيز از ذكرى و محكَّى انتصار و محكَّى خلاف ادعاى اجتماع نقل شده ولى علَّامه در مختلف و ديگران كعب را مفصل پا دانستهاند و آن موافق احتياط است چنان كه سيّد در عروة فرموده است .
امّا قول اهل لغت : در قاموس گفته :
كعب قوزك روى پا و دو قوزك در دو طرف پا و هر مفصل است . همچنين است قول اقرب الموارد . جوهرى آن را استخوان برجسته نزد مفصل ميداند بالاتر از قوزك .
در مصباح گويد : اصمعى و جماعتى آن را دو قوزك در دو طرف پا دانستهاند ، ابن اعرابى و جماعتى آن را مفصل ميان پا و ساق گفتهاند .
قول راغب نيز ظاهرا مانند جوهرى است .
كعبه :
* ( جَعَلَ الله الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلائِدَ ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ الله يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَأَنَّ الله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * مائده : 97 . اول بالفاظ آيه توجّه كنيم : « الكعبة » .
در معناى كعب بر آمدگى و بالا آمدن ملحوظ و يا اصل معناى آنست چنان كه از كواعب و كعب ( بمعنى قوزك ) دانسته شد لذا هر اطاق مربّع را كعبه گويند زيرا چهار زاويه آن شكل بر آمدگى دارند ، بيت اللَّه الحرام را بدين اعتبار كعبه گفتهاند ( مجمع ) مراد از مربّع مكعب است .
« قيام » بمعنى قوام و ما يقوم به الشّىء است اموال قيام زندگى است يعنى زندگى قوامش با اموال است و بدون مال زندگى روى پاى خود نميايستد . پس كعبه مايه قوام مردم است و نشان دهندهء زندگى استوار و سعادتمند .
* ( « لِلنَّاسِ » ) * دلالت دارد كه كعبه براى عموم مردم اين حكم را دارد نه فقط براى مسلمين * ( « الشَّهْرَ الْحَرامَ » ) * يعنى ماه محترمى كه جنگ در آن حرام است يعنى ماه صلح . * ( « الْهَدْيَ » ) * مطلق قربانى در راه خدا * ( « الْقَلائِدَ » ) * قربانيهاى طوقدار .