وليد بود . در عمرة قضاء در محل سرف با او ازدواج فرمود .
بعد از آن زنى از بنى كلاب برگزيد . نام او شاه دختر رفاعه بود گفته شده او سنى دختر اسماء بنت صلت بود . و نيز گفتهاند كه او دختر صلت بن حبيب بود . او قبل از وقوع زفاف و دخول در حجله وفات يافت . بعد از آن شنبا دختر عمرو غفارى را خواست .
كنانى هم گفته مىشود . در آن هنگام فرزند او ( حضرت او ) ابراهيم وفات يافت آن زن گفت : اگر او پيغمبر بود هرگز فرزندش نمىمرد . پيغمبر قبل از دخول او را رها فرمود . بعد از آن با غزيه دختر جابر عقد نكاح بست . ابو اسد بضم همزه ساعدى او را خواستگارى كرده بود ( واسطه ازدواج ) چون نزد پيغمبر رفت عدم ميل او نمايان گرديد . پيغمبر او را رها فرمود . بعد از او با اسماء دختر نعمان بن اسود بن شراحيل كندى ازدواج فرمود هنگام دخول در پيكر او پيس ( لكه سفيد ) ديد او را تجهيز كرد و نزد خانوادهء خود برگردانيد ( رها فرمود ) باز هم گفته شده سبب طلاق وى اكراه و عدم ميل خود او بود ( نه پيغمبر ) . همچنين عاليه دختر ظبيان كه از او جدا شد .
قتيله دختر قيس خواهر اشعث بن قيس هم برگزيده شد و قبل از دخول وفات پيغمبر مانع زفاف گرديد . او بعد از آن مرتد شد . فاطمه بنت شريح هم بود . كلبى گويد :
او غزيه ام شريك بود . گفته شده با خوله دختر هذيل بن هبيره ازدواج فرمود . همچنين ليلى دختر خطيم انصارى كه او خود را پيشنهاد كرد و بعد از ازدواج بقوم خود خبر داد به او گفتند تو زن حسود هستى و او زنهاى ديگر دارد كه هوى تو باشند تو قادر بر زيست نخواهى بود . او هم رهائى خواست و انجام گرفت .
اما زنانى كه ( حضرت او ) خواستگارى فرمود و زناشوئى انجام نگرفت كه يكى از آنها ام هانى دختر ابو طالب بود .
ضباعه دختر عامر از بنى قشيره هم ديگرى بود . صفيه دختر بشامه خواهر اعور عنبرى و ام حبيبه دختر عباس عم پيغمبر كه چون دانست عباس برادر رضاعى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٨٤