تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
هر چه از آنها بطريق غارت ربوده شده روا نباشد . خواست اسراء آنها را پس بدهد بعضى از اتباع او گفتند : احتياط ضرورت دارد و بايد از تسليم گرفتاران خوددارى شود . او گفت : آنها تحت امر و حكم خدا خواهند بود ولى لشكر خود را از اقامت در وادى آنها منع نمود . آن جماعت كه بشفاعت رفته بودند نزد رفاعه بن زيد كه در كراع زبه ( محل ) بود برگشتند او از جريان كار آنها آگاه نبود . به او گفتند : تو اينجا نشسته بزها را مىدوشى و زنان نوام ( طايفه ) گرفتار باشند . آنها فريب نامه ترا خورده‌اند ( نامه پيغمبر ) . آنگاه رفاعه با گروهى از آنها سوى مدينه نزد پيغمبر رفته نامه پيغمبر را ميان نهادند پيغمبر فرمود : من درباره كشتگان چه مىتوانم بكنم ؟ آنها گفتند زنده‌ها براى ما باشند و هر كه مرد زير پاى ماست . مقصود آنها عدم مطالبه خونبهاست - پيغمبر قبول فرمود - على بن ابى طالب را همراه آنها نزد زيد بن حارثه روانه نمود - اموال آنها را پس گرفت و به آنها داد بحديكه جامه زنها را كه ربوده شده بود از بار يغماگران مىكشيدند و مال خود را پس گرفتند - اسراء را هم آزاد نمود . ( زبه ) بازاء يك نقطه ( ضبيب ) با ضم ضاء و باء نقطه دار تصغير ضب است ( سوسمار ) و نيز گفته شده با كسر ضاء و كسر باء كه در آخر آن نون باشد نسبت بضبيبه . باز هم زيد بن حارثه با گروهى جنگجو بوادى القرى ( محل ) در ماه رجب رهسپار شد . گروه عبد الرحمن بن عوف و قصد دومة الجندل كه در ماه شعبان بود . پيغمبر فرمود اگر آنها ( مردمى كه در آن محل اقامت داشتند ) ترا اطاعت و متابعت كردند نضره دختر ملك ( امير ) آنها را بزنى بگير كه آنها اسلام آوردند و عبد الرحمن دختر رئيس آنها را كه اصبغ ملك ( فرمانده و امير و رئيس ) بزنى گرفت نام