جلد پنجم
[ بسم الله الرّحمن الرّحيم ]
بقيهء حرف عين
عشر :
معاشرت بمعنى مصاحبت و مخالطه است « عاشره معاشرة : خالطه و صاحبه » * ( وَعاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ) * نساء : 19 . با زنان بشايستگى زندگى كنيد . اين جمله شامل وظائف مرد با زن است اعم از وظائف واجب و مستحب .
عَشْر ( بر وزن فلس ) از اسماء عدد است بمعنى ده * ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها ) * انعام : 160 . همچنين است عشرة ( بفتح عين و سكون شين و فتح راء ايضا بفتح هر سه ) مثل * ( فَانْفَجَرَتْ مِنْه اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ) * بقره :
60 . كه بر وزن اول است و مثل * ( تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ) * بقره : 196 .
ناگفته نماند : اصل آنست كه عشرة با سه فتح باشد چنان كه در آيهء اخير .
ولى با سكون شين نيز جايز است در مجمع فرموده : عشرة را در * ( اثْنَتا عَشْرَةَ . . . ) * بالاجماع به سكون شين خواندهاند كسر آن نيز جايز است .
كسر لغت ربيعه و تميم و اسكان لغت اهل حجاز است .
عشير : معاشر و رفيق . * ( لَبِئْسَ الْمَوْلى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ ) * حج : 13 . البته بد مولى و بد همدم و رفيقى است .
عشير بمعنى يك دهم نيز آمده ولى در قرآن مجيد به كار نرفته است .
عشيره : خانواده . راغب گويد :
عشيره اهل رجل و خانوادهء اوست كه بوسيلهء آنها زياد مىشود و براى او بمنزلهء عدد كامل ميشوند كه عشره عدد كامل است ديگران آن را اقوام نزديك پدرى يا قبيله گفتهاند « عشيرة الرجل