عقده ايكه مانع فهميده شدن كلام است از زبانم بگشا .
طبرسى ، زمخشرى ، بيضاوى ، ابن كثير و غيره نقل كردهاند كه موسى در بچگى ريش فرعون را كند ، فرعون ناراحت شد و خواست او را بكشد ، زنش آسيه گفت : موسى بچه است و از روى عمد اين كار نكرد ، براى امتحان وى مقدارى خرما و مقدارى اخگر حاضر كردند موسى چون خواست دست بسوى خرما ببرد جبرئيل دست او را بسوى اخگر برد تا آن را گرفته و به دهان گذاشت دهانش سوخت و لكنت زبان پيدا كرد .
در صافى آن را از تفسير قمى از امام باقر عليه السّلام نقل كرده ولى در تفسير برهان بنظرم اين قسمت حديث را به امام باقر عليه السّلام نسبت نداده است و سند روايت روشن نيست .
احتمال ظاهرا مراد از عقده گرفتگى زبان و كوتاهى منطق در اثر تنگى سينه باشد ، چون موسى ميخواست با فرعون صحبت كند احتمال داشت كه مقام و قدرت فرعون او را هراسان كرده و قلبش بطپش و زبانش بتلجلج افتد چنان كه در جاى ديگر گفته :
* ( وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلا يَنْطَلِقُ لِسانِي فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ ) * شعراء : 13 . و اگر مراد عيب و لكنت زبان بود بهتر بود بگويد « وَاحْلُلِ الْعُقْدَةَ » با الف و لام عهد .
وانگهى اگر اخگر را بدست گرفته ديگر به دهان گذاشتن بعيد است اين مطلب را در « بين » ذيل آيهء * ( وَلا يَكادُ يُبِينُ ) * مشروحا گفتهايم . و اللَّه اعلم .
* ( وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ فلق : 4 . عقد بر وزن صرد بمعنى گره ها است يعنى از شرّ دمندگان بگره ها بخداى فلق پناه ميبرم انشاء اللَّه در « نفث » راجع به اين آيه صحبت خواهد شد به « فلق » نيز رجوع شود .
عقر :
بريدن . « عَقَرَ الْكَلْبَ وَالْفَرَسَ وَالابِلَ : قَطَعَ قَوائِمَها بِالسيْفِ » طبرسى و راغب گفتهاند : عُقْر ( بر وزن قفل ) بمعنى اصل است « عَقَرْتُ النَّخْلَ » خرما را از بيخش بريدم . در نهج البلاغه خطبهء 27 فرموده : « و اللَّه ما غزى قوم