اندوهى را باندوهى سزايتان داد تا بر آنچه از دست رفته و بر مصيبتى كه رسيده محزون نباشيد .
جملهء * ( « لِكَيْلا تَحْزَنُوا . . . » ) * دليل است كه « غمّ » مذكور در اول موهبت و نعمت است زيرا جزاى « غمّ » دوم است و علت اثابه آنست كه بر آنچه از دست رفته و بر بلائى كه رسيده محزون نباشند به نظر ميايد اندوه مسلمانان پس از شكست « احد » ابتداء اين بود كه چرا عدّهاى از ما كشته شدند و چرا غنيمت از دست ما رفت ولى اين اندوه روا نبود اما در نوبت دوم غصّهء ندامت پيش آمد كه چرا فرار كرديم و چرا استقامت ننموديم و چرا خدا و رسول را مخالفت كرديم و خلاصه اندوه حسرت باندوه ندامت مبدّل گرديد تا بكشتگان و غنيمت از دست رفته محزون نباشند ممكن است به « اثابكم » معنى ابدال تضمين شده باشد يعنى : غم موجود را بغم ديگر مبدّل كرديم در اين صورت « غمّا » اندوه مذموم و « بغمّ » اندوه ممدوح خواهد بود به عكس سابق ( استفاده از الميزان ) .
و در آيهء بعدى * ( ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً ) * مراد از « الغمّ » اندوه دوم يعنى اندوه حسرت و اندوه ممدوح است .
غُمَّه : * ( فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً . . . ) * يونس : 71 .
غمّه را در آيه حزن و شدّت معنى كردهاند و بقولى آن بمعنى مبهم و پوشيده است در اقرب الموارد گويد : « امر غمّة اى مبهم و ملتبس » به نظر نگارنده اين قول اقوى است و « غمّة » بمعنى مستور و مبهم است .
يعنى : نوح عليه السّلام بقومش فرمود :
كارتان و يارانتان را گرد آورديد ( سپس دربارهء طرد و قتل من تصميم بگيريد ) تا كارتان بر شما مشتبه نشود .
گويا اين تعجيزى است از جانب نوح بر قومش كه كارى نميتوانيد بكنيد .
غمام * ( وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ وَنُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنْزِيلًا ) * فرقان : 25 .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٢٢