خلافت آبى متغيّر و لقمه ايست كه خورنده با آن گلوگير شود . اين كلمه در كلام اللَّه فقط يك بار يافته است .
غضب :
خشم . راغب گفته : غضب جوشش و غليان خون قلب است براى انتقام . اقرب الموارد عين عبارت راغب را در معنى آن نقل كرده است * ( وَلَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الأَلْواحَ . . . ) * اعراف : 154 . چون خشم موسى فرو نشست الواح را گرفت . * ( وَإِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ ) * شورى : 37 . چون بخشم آمدند ميبخشند .
غضبان : خشمناك . صفت مشبهه است * ( وَلَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِه غَضْبانَ أَسِفاً ) * اعراف : 150 . چون موسى خشمناك و اندوهناك بسوى قوم خود برگشت .
مغاضبه : در قاموس و اقرب مراغمه و نيز بغضب آوردن يكديگر معنى شده « غاضبه مغاضبة : راغمه - غاضبت فلانا : اغضبى و اغضبته » ايضا در اقرب بخشم آوردن گفته است دربارهء آيهء * ( وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْه . . . ) * انبياء : 87 .
گفتهاند : رفيق ماهى ( يونس عليه السّلام ) رفت در حالى كه بينى قوم خويش را به خاك ميماليد . و گفتهاند : رفت در حالى كه آنها را بغضب مياورد چون در غيبت او از حلول عذاب ميترسيدند .
ممكن است مفاعله بمعنى مجرّد باشد كه آن هميشه بين الاثنين نيست مثل « سافرت شهرا » « عاقبت اللُّصُّ » و در « اخذ » در بارهء * ( « لَوْ يُؤاخِذُ الله . . . » ) * گفتهايم در اين صورت ممكن است مغاضب بمعنى خشمناك و مفاعله براى شدت و تأكيد باشد .
مغضوب عليهم : غضب شدگان .
* ( غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ) * فاتحه : 7 . رجوع شود به « ضلل » . غضب خدا يعنى چه :
* ( وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْه غَضَبِي فَقَدْ هَوى ) * طه : 81 . غضب حالتى است كه در اثر عوامل مخصوصى به انسان عارض مىشود و آن توأم با تأثّر و تغيير حالت است . ميدانيم كه ذات بارى