مجيد آمده است . او بمردم مدين مبعوث شده بود * ( « وَإِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً » ) * اعراف : 85 . پس از تبليغات طاقت فرسا عدهاى بشعيب ايمان آوردند و ديگران او را تكذيب كردند سر انجام او و مؤمنان از عذاب نجات يافته و ديگران بسخط خدا گرفتار گرديدند * ( « وَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ » ) * هود :
94 . در اين آيه هست كه آنها را صيحه گرفت در سوره عنكبوت هست * ( « فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ » ) * ( آيه 37 ) و در جاى ديگر آمده * ( « فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ . . . » ) * شعراء : 189 . از مجموع اين سه آيه بدست ميايد : ابر عذاب در آسمان ظاهر شده سپس رعد و برقى مهيب بر خاسته بطوريكه از شدّت صداى رعد همه بلرزه افتاده و بيجان شدهاند و شايد صاعقه هم آنها را گرفته است .
شعيب همان است كه دختر خويش را بموسى تزويج كرد چنان كه مشروحا در سورهء قصص آمده است . گرچه در آن سوره نام شعيب ذكر نشده ولى مسلَّم گرفتهاند كه مراد از « شيخ كبير » شعيب است و موسى از مصر بمدين آمده بود كه فرموده * ( « وَلَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْه أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ » ) * قصص : 23 . و گفتيم كه آنحضرت باهل مدين مبعوث شده بود .
نام مبارك شعيب در قرآن بدين قرار است :
اعراف : 85 ، 88 ، 90 ، 91 ، 92 .
هود : 84 ، 87 ، 91 ، 94 .
شعراء : 177 .
عنكبوت : 36 .
نام اين پيامبر بزرگ در تورات فعلى رعوئيل است كه دختر خويش را بموسى داد ( سفر خروج باب دوّم بند 18 ) در روايات اسلامى هست كه شعيب عليه السّلام از شوق خدا آنقدر گريست تا چشمانش نابينا گرديد . شايد مراد آزرده شدن و كم نور شدن چشمانش باشد .
شَعر :
( بفتح ش ) موى . * ( « وَمِنْ أَصْوافِها وَأَوْبارِها وَأَشْعارِها أَثاثاً ) *