بودن * ( « لا يَمَسُّه » ) * براى * ( كِتابٍ مَكْنُونٍ ) * به نظر من بعيد است بلكه تا * ( « تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * براى قرآن چهار وصف آمده است .
قول ديگر آنست كه لا در * ( « لا يَمَسُّه . . . » ) * ناهيه است و مراد از طهارت ، طهارت از حدث و خبث است ولى مناسب آن قرائت « متطهّرون » است كه بمعنى وضو و غسل باشد يعنى :
مس نكند قرآن را و به آن دست نزند مگر آنان كه با طهارتاند . ممكن است در اين صورت باز « لا » نافيه و مراد از خبر انشا باشد . در مجمع فرموده :
گفتهاند : جايز نيست . بر جنب و حائض و محدث مسّ قرآن و اين از امام باقر عليه السّلام نقل شده و مذهب مالك و شافعى است . در نزد ما ضمير * ( « لا يَمَسُّه » ) * راجع به قرآن است و غير طاهر را مسّ كتابت آن جايز نيست . اين قول به نظر نگارنده ضعيف است زيرا آن با « مطهّرون » اصلا سازگار نيست . و اينكه مسّ كتابت قرآن بر جنب و حائض جايز نيست مطلبى است كه دليلش روايات است نه اين آيه .
الميزان از در منثور نقل كرده كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بعمرو بن حزم فرمود :
« و لا تمسّ القرآن الَّا عن طهور » .
طود :
* ( « فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ » ) * شعراء : 63 . طود بمعنى كوه بزرگ است جمع آن اطواد آيد در نهج البلاغه خطبهء 164 فرموده : « لم يمنع سننه رصّ طود و لاحداب ارض » از جريان آب نه تلاصق كوهى مانع مىشود و نه ارتفاع زمين .
معنى آيه : موسى عصا را زد دريا بشكافت و هر قسمت مانند كوه بزرگى شد . اين كلمه بيشتر از يك مورد در قرآن نيست .
طور :
( بفتح طاء ) حال . هيئت .
جمع آن اطوار است . * ( « ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّه وَقاراً . وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً » ) * نوح :
13 و 14 . آن را در آيه هيئت و حالت گفتهاند مثل حالت و هيئت نطفه ، علقه ، مضغه ، عظام و . . . چنان كه فرموده :
* ( « ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً . . . » ) *