بعضى از پيامبران آنها ، تعيين گرديد .
نامش دو بار در قرآن مجيد آمده است * ( « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ الله ) * . . . * ( وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ الله قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً ) * . . . * ( فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ الله مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ » ) * بقره : 246 تا 249 .
مجمل قصهء او در قرآن در آيات فوق بقرار ذيل است : گروهى از بنى اسرائيل بپيامبرشان گفتند پادشاه و فرماندهى براى ما تعيين كن تا تحت فرمان او در راه خدا جهاد كنيم .
فرمود : شايد در صورت وجوب قتال از آن سر پيچيد . گفتند : چرا جنگ نمىكنيم حال آنكه از ديارمان رانده و از فرزندانمان دور افتادهايم ! . . .
پيامبرشان گفت : خداوند طالوت را براى شما فرمانده معين كرده ، گفتند :
از كجا او لياقت اين كار را دارد ؟ ! ما به اين كار از او سزاوارتريم . و او ثروتمند هم نيست ! پيامبر فرمود : خدا او را بر گزيده و او را از حيث وجود و بدن توانا و از حيث دانش وسعت داده است . . .
و دليل حكومت او آنست : تابوت عهد كه شما را در آن آرامش است از جانب خدا و شامل يادگارى از آل موسى و آل هارون است پيش شما آيد ( و چون تابوت عهد را ديدند بحكومت طالوت خاضع شدند ) .
طالوت با لشكريان خويش براى جهاد بيرون شد و در نهرى لشكريان خويش را امتحان كرد . بالاخره در جهاد پيروز شد و داود كه جزء لشكريان او بود ، جالوت فرمانده دشمن را كشت .
در مجمع فرموده : طالوت از اولاد بنيامين بن يعقوب بود ، نه از خانواده نبوت بود و نه پادشاهى كه نبوت در خانوادهء لاوى بن يعقوب و حكومت در خانوادهء يهودا بن يعقوب بود . و طالوت را بواسطهء طول قامتش طالوت گفتهاند .
ولى اين در صورتى است كه
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٢٧