بسوى خدا و بسوى خلود و ثبوت است .
چون عالم ربوبيت عالم خلود و ثبوت و بقا است . * ( « ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَما عِنْدَ الله باقٍ » ) * نحل : 96 .
بموجب آيات فوق باز گشت همه اعم از نيك و بد بسوى خداست * ( « كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ » ) * انبياء : 93 . * ( « إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً » ) * مائده : 105 . رجوع بخلود ( رحمت يا عذاب ) .
بايد دانست صيرورت رجوع و انتقال بطور تحوّل است مثل صيرورت و تبديل شراب به سركه و صيرورت نطفه به حالت جنينى . نه بمعنى مطلق رجوع .
در اين صورت مقصود از مصير الى اللَّه آنست كه بشر بتدريج مبدل بجاودانى مَصير مىشود * ( « وَمَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ » ) * تحريم : 9 . يعنى جايگاه آنها جهنّم است و بد بازگشتگاهى است كه بشر بتدريج در اثر اعمال بد جهنّمى مىشود و اين اعمال نيك و بد است كه تدريجا آدمى را برحمت محض و عذاب و شكنجه و جهنّمى بودن تبديل مىكند .
صيص :
حصن و قلعه . هر آنچه بوسيلهء آن تحصن شود صيصه است بدين نظر بشاخ گاو و مهميز خروس صيصه گفتهاند ( راغب ) جمع آن صياصى است . * ( « وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ » ) * احزاب :
26 . مراد از اهل كتاب در آيه يهود بنى قريظهاند كه پيمان عدم تعرّض با مسلمين را شكسته ، در جنگ خندق با مشركان همدست شدند . پس از شكست كفّار در خندق ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله يهود بنى قريظه را محاصره كرد و سعد بن معاذ بكشتن جنگجويان آنها و اسارت بقيّه و غنيمت اموالشان رأى داد .
يعنى : آنان كه از اهل كتاب به يارى كفّار قريش بر خاستند خدا آنها را از قلعه هايشان به زير آورد . . . اين لفظ تنها يك بار در قرآن آمده است .
صيف :
تابستان : * ( « لإِيلافِ قُرَيْشٍ . ) *
* ( إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ » ) * قريش : 1 و 2 .