سجده : 27 . * ( « وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً » ) * زمر : 73 . سائق :
راننده * ( « وَجاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهِيدٌ » ) * ق : 21 . رجوع شود به « شهد » .
مساق : مصدر ميمى است * ( « إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ » ) * قيامة : 30 .
آن روز سوق شدن بسوى پروردگار تو است .
ساق :
ما بين پا و زانو است * ( « وَكَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها » ) * نمل : 44 . هر دو ساق خويش را عريان كرد . جمع آن سوق بضمّ اول است * ( « فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ » ) * ص : 33 .
شروع كرد دست كشيدن بساقها و گردنهاى اسبان .
ايضا سوق بمعنى بازار است جمع آن اسواق ميايد * ( « وَقالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْواقِ » ) * فرقان : 7 .
* ( « وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ » قيامة : 29 . ساق بساق پيچيد آن روز رانده شدن بسوى خداست . ساق را شدت معنى كردهاند در مجمع فرموده از « قامت الحرب على ساق » شدت جنگ را اراده ميكنند در نهايه آمده كشف الساق مثل است براى شدّت امر .
آيهء فوق دربارهء وقت مرگ است مراد از آن ظاهرا رسيدن دو شدّت بهم ديگر است . شايد غرض شدّت جدائى از دنيا و شدّت مشاهدهء عالم برزخ باشد .
* ( « يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ » ) * قلم : 42 .
روزى كه كار بشدّت رسد و به سجده دعوت شده و قادر نميشوند . ابن كثير در تفسير خود از صحيح بخارى از ابو سعيد خدرى نقل كرده كه : از حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم ميفرمود :
پروردگار ما ساق خود را عريان مىكند همهء مؤمنين و مؤمنات به آن سجده ميكنند جز آنان كه در دنيا از روى ريا و سمعه سجده ميكردند ميخواهند سجده كنند قامتشان خم نميشود . و گويد : اين حديث در صحيح بخارى و مسلم و غير آن آمده