در اقرب و ساير كتابها نيز گفته شده است .
على هذا معنى آيهء * ( « وَلَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ . . . » ) * اعراف : 130 . آنست كه : آل فرعون را با سالهاى سخت كه پر از قحطى و فشار بود و با نقص ثمرات موأخذه كرديم .
در مجمع ذيل آيهء فوق از شاعرى نقل شده :
كأنّ النّاس اذ فقدوا عليّا نعام جال فى بلد سنينا گوئى مردم آنگاه كه على عليه السّلام را از دست دادند : شتر مرغهائىاند كه در سرزمين پر از قحطىها جولان ميكنند و سر گردانند . سنه را قحط نيز گفتهاند و شعر از آنست .
ناگفته نماند سنه در سالهاى غير سختى نيز به كار رفته مثل * ( « لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ » ) * بقره : 96 . * ( « لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسابَ » ) * يونس : 5 . بقيه سخن را در « عام » مطالعه كنيد .
سنا :
روشنى . راغب گويد : الضوء الساطع * ( « يَكادُ سَنا بَرْقِه يَذْهَبُ بِالأَبْصارِ » ) * نور : 43 . نزديك است روشنائى برقش چشمها را از بين ببرد . اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است .
سهر :
( بفتح س - ه ) بيدار ماندن در شب . در اقرب هست « سهر الرجل سهرا : لم ينم ليلا » در نهج البلاغه خطبهء 119 در وصف متّقين فرموده « صفر الالوان من السهر » . * ( « فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ . فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ » ) * نازعات : 13 و 14 . ساهره را روى زمين معنى كردهاند در مجمع آمده :
عرب زمين بيابان را ساهره گويد .
يعنى محل بيدارى كه از خوف در آن بيدار مىماندند . بقولى ارض قيامت ساهره ناميده شده كه آن موقف جزاست و مردم در آن پيوسته بيداراند و خواب ندارند . اين سخن بسيار بجاست . يعنى : وقوع قيامت فقط يك تكان و يك صيحه است آنگاه مردم در روى زمين قرار ميگيرند . اين كلمه فقط يك بار در قرآن يافته است .
سهل :
هموارى و آسانى مثل زمين