* ( « وَجَعَلُوا لِلَّه شُرَكاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ . . . » ) * رعد : 33 . ظاهرا مراد از * ( « سَمُّوهُمْ » ) * چنان كه در الميزان فرموده توصيف است يعنى براى خدا شريكانى قائل شدند بگو آنها را توصيف كنيد و ببينيد آيا مىشود به آنها رب ، خالق ، رازق ، رحيم و رحمن و غيره گفت ؟
چون توصيف واقعيت هر چيز را روشن مىكند در اين صورت خواهند دانست كه آنها شريك خدا نيستند .
* ( « إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الأُنْثى » ) * نجم :
27 . به نظر ميايد الانثى بيان تسميه است :
آنان كه بقيامت ايمان ندارند ملائكه را مؤنث توصيف ميكنند و ميگويند ملائكه دختران خدايند چنان كه فرموده * ( « وَجَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً » ) * زخرف : 19 .
* ( « وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » ) * بقره :
31 . بقولى ضمير جمع * ( « عَرَضَهُمْ » ) * و * ( « هؤُلاءِ » ) * راجع بآدم است و آن اسم نوع مىباشد . نه علم شخص . و مراد از اسماء ظاهرا استعداد و قابليت هائى است كه در بشر گذاشته است و منظور از تعليم اسماء بودن آنها در نهاد آدم است . و شايد مراد از اسماء ، اسماء حسنى باشد كه مشروح آن در « خلف » ذيل عنوان بشر خليفهء خداست گذشت . معنى آيه چنين است : خداوند همهء اسماء را بآدم ( كه خليفهء خداست ) آموخت ، سپس آدمها را بملائكه نشان داد و فرمود از نامهاى اينان ( از قابليت و كارهايشان ) به من خبر دهيد اگر ( در خليفهء خدا بودن ) راستگوايد ؟ .
* ( « هُوَ الله الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى . . . » ) * حشر : 24 .
اسماء حسناى خداوند مشروحا در « حسن » گذشت .
* ( « وَلا تَنابَزُوا بِالأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الإِيمانِ . . . » ) * حجرات : 11 . بقولى مراد از اسم ذكر است يعنى : القاب بد را به يكديگر نبنديد ، بد ياد كردنى است كه مردم
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 329
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٣٢٩