با تيرهاى شهاب باز مطالبى بطور ناقص از آسمان دريافت ميدارند مگر آنكه بگوئيم * ( « يُلْقُونَ السَّمْعَ » ) * اشاره بزمانى است كه ممنوع نبودند و قرآن از زبان آنها نقل مىكند : * ( « وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الآنَ يَجِدْ لَه شِهاباً رَصَداً » ) * جنّ : 9 .
معنى آيات : قرآن حتما از جانب پروردگار جهانيان است . آن را شياطين نازل نكرده و لايق اين كار نيستند ( كه آنها شرير و مفسداند ، شرير كجا و آوردن هدايت كجا ؟ ! ) و قدرت اين كار را ندارند كه آنها از شنيدن كلام عالم بالا معزول و ممنوعاند . . . آيا بگويم شياطين بر كه نازل ميشوند ؟
بر هر دروغگو و پيوسته گناهكار .
شنيدهء خود را به او القا ميكنند و ببشترشان دروغ ميگويند .
* ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ » ) * ق 37 . مراد از سمع گوش است * ( « أَلْقَى السَّمْعَ » ) * يعنى استماع كرد گوئى گوش خود را به طرف گوينده مياندازد .
سمع در تمام قرآن مجيد مفرد به كار رفته بر خلاف بصر و اذن كه ابصار و آذان نيز آمده است .
علت جمع نيامدن اين است كه آن در اصل مصدر است طبرسى در جوامع الجامع ذيل * ( « خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ . . . » ) * گويد : علت عدم جمع آنست كه سمع در اصل مصدر است و مصادر جمع بسته نميشوند .
بيضاوى در ذيل آيهء فوق گويد : سمع مفرد آمد براى امن از التباس و براى اصل آن كه در اصل مصدر است و مصادر را جمع نيست . در كشّاف پس از ذكر امن از التباس گفته : ميتوانى بگوئى كه : سمع در اصل مصدر است و مصادر جمع بسته نيست .
خلاصه آنكه : هر جا سمع با ابصار با هم آيد مراد از آن جمع است كه گفته شد و آن در مفرد و جمع به كار ميرود مثل * ( « وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ . . . » ) * بقره : 7 .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 325
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٣٢٥