بتخت پادشاه گفته مىشود علت اين تسميه آنست كه هر كه روى آن بنشيند شاد مىشود .
سرير به صورت مفرد در قرآن مجيد نيامده است ولى سرر كه جمع آنست پنج بار دربارهء بهشت و يك بار دربارهء تختهاى دنيا آمده است بدين ترتيب :
حجر : 47 . * ( فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ ) * . صافات : 44 - طور : 20 - واقعة : 15 - غاشيه : 13 - زخرف : 34 .
* ( وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَسُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ ) * .
سرّاء :
* ( الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكاظِمِينَ الْغَيْظَ . . . ) * آل عمران : 134 . * ( قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ . . . ) * اعراف : 95 .
سرّاء كه فقط در دو آيهء فوق آمده بمعنى مسرّت و وسعت زندگى است چنان كه ضرّاء خلاف آن است طبرسى در ذيل آيهء اول فرموده : دربارهء سرّاء و ضرّاء دو قول است يكى توانگرى و تنگدستى است كه از ابن عباس است . ديگرى سرور و غم است يعنى در هر حال انفاق ميكنند .
ظاهرا مراد از آن دو در آيهء اوّل توانگرى و تنگدستى و در آيهء دوم اندوه و شادى است .
سرع :
سرعت بمعنى شتاب است .
سريع : شتابنده * ( إِنَّ الله سَرِيعُ الْحِسابِ ) * غافر : 17 . اسرع اسم تفضيل است * ( أَلا لَه الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ ) * انعام : 62 . بدانيد حكم براى او است و او از همه حسابگران تند كارتر است .
سراع ( بكسر س ) جمع سريع است * ( يَوْمَ تَشَقَّقُ الأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً . . . ) * ق :
44 . سراعا حال از ضمير مجرور يعنى روزى زمين از بالاى آنها شكافته شود و شتابان بر خيزند مثل * ( يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الأَجْداثِ سِراعاً . . . ) * معارج : 43 .
مسارعه بمعنى مشاركت و تكثير هر دو آمده است در بيشتر آيات قرآن بمعنى تكثير و مبالغه است مثل * ( أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِه مِنْ مالٍ وَبَنِينَ . نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ . . . ) * مؤمنون : 55 و 56 .