باشد يا در هوا . ( راغب ) ايضا راغب سرعت را در آن قيد كرده است * ( وَالسَّابِحاتِ سَبْحاً ) * نازعات : 3 .
قسم بشناگران كه به طرز مخصوصى شنا ميكنند ظاهرا مراد ابرهاست كه در هوا راه ميروند . * ( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ) * انبياء : 33 . * ( لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ) * يس :
40 . « كل » در دو آيه شايد راجع به تمام اجرام آسمانى باشد ولى ظاهرش آنست كه مراد خورشيد و ماه و شب و روز است كه همه در مدارى شنا ميكنند و راه ميروند آفتاب و ماه در مدار خود و شب و روز كه همان نور و ظلمتاند در اطراف زمين پيوسته در حركتاند و شنا ميكنند . رجوع شود به « شمس » و « قمر » .
* ( إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا ) * مزمّل : 7 . طبرسى در ذيل اين آيه سبح را تقلَّب و تلاش معنى كرده و گويد : بشناگر سابح گويند كه در آب تلاش مىكند كشاف نيز تصرّف و تلاش گفته است .
به نظر ميايد مراد از آيه همان تلاش و كوشش باشد آيات ما قبل دربارهء عبادت شب است يعنى شب را مخصوص عبادت خدا كن كه در روز تلاش بسيار خواهى داشت فراغت خاطر و عبادت عالى در شب ميسّرتر است .
يحيى بن يعمر و ضحاك سبح را با خاء خواندهاند و آن بمعنى توسعه است يعنى در روز براى كارها وسعت بيشترى دارى شب را مخصوص خدا كن .
ناگفته نماند : راغب و اقرب تصريح دارند كه معناى اوّلى سبح همان حركت سريع در آب و هواست بسرعت كار و سير اسب و غيره بطور استعاره اطلاق مىشود .
تسبيح :
تنزيه خدا از هر بدى و نالايق ( مجمع ) در نهايه گويد « اصل التّسبيح : التّنزيه و التّقديس و التّبرئة من النّقائص » در مفردات گويد « التّسبيح تنزيه اللَّه تعالى » جوهرى در صحاح