بمؤمنان دعا شده و سپس آباء و ازواج و ذرّيات آمده معلوم است كه آنها در رتبهء اول نيستند .
7 - * ( « رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ . . . » ) * ابراهيم :
40 در اين آيه ذريه بطور تغليب بر زن نيز شامل است زيرا حضرت ابراهيم عليه السلام فرزندش اسمعيل و زنش هاجر را در بيابان مكه اسكان داد .
و اين دعا را خواند .
ذرّ :
مورچه هاى ريز . اجزاء بسيار ريز غبار كه در شعاع آفتاب ديده ميشوند . مفرد آن ذره است مجمع - البيان ذيل آيهء 40 نساء آن را مورچهء قرمز ريز كه به زحمت ديده مىشود و كوچكترين مورچه هاست گفته و اجزاء غبار را بقول نسبت ميدهد . ولى اقرب الموارد هر دو را نقل كرده است صحاح نيز معنى اولى آن را مورچه ريز آورده است ، همچنين است قول قاموس .
در نهج البلاغه خطبهء 176 در وصف بارى تعالى آمده « لا يعزب عنه قطر - الماء . . . و لا مقيل الذّرّ فى اللَّيلة الظَّلماء » يعنى شمارهء قطرات آب و محل استراحت مورچگان ريز در شب تاريك بر او مخفى نمىماند .
و در خطبهء 163 آمده « سبحان من ادمج قوائم الذَّرّة و الهمجة » يعنى منزه است آنكه دستها و پاهاى مورچهء ريز و مگس ريز را در جاى خود قرار داد . على هذا معنى ذرّه همان مورچهء ريز است . عرب چيزهاى كوچك را به آن قياس مىكند .
* ( « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه » ) * زلزله :
7 - 8 مثقال بمعنى سنگينى است يعنى هر كه بسنگينى مورچهء ريز خير يا شر انجام دهد آن را خواهد ديد . اين كلمه مجموعا شش بار در قرآن مجيد به كار رفته و در همهء آنها مقرون بكلمهء مثقال است .
ذرع :
اندازه كردن طول پارچه با ذراع . در قاموس و اقرب آمده « ذرع الثوب ذرعا : قاسه بالذراع » و ذراع چنان كه در دو كتاب فوق