نهج البلاغه خطبهء 119 آمده « و من الرفات جيران » محمد عبده در ترجمهء آن گويد : رفات استخوانهاى كوبيده و خورد شده است .
اين استفادهاى است كه از استعمال قرآن كريم كردهايم .
رفث :
( فرس ) * ( « أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ » ) * بقره : 187 .
جوهرى آن را جماع و سخن گفتن با زن دربارهء جماع و همچنين قول ناپسند گفته . مراد از آن در آيه جماع است كه در شب رمضان مباح مىباشد طبرسى فرمود مراد از رفث در آيه جماع است بالاجماع و گفتهاند اصل آن بمعنى قول قبيح است و بطور كنايه بر جماع اطلاق شده .
راغب ميگويد تعدّى آن با « الى » بجهة تضمين معنى افضاء است يعنى در شب صيام حلال شده كه بسوى زنان ميل كنيد .
* ( « فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدالَ فِي الْحَجِّ » ) * بقره : 197 . مراد آنست كه در حال احرام جماع حرام است .
رفد :
( بكسر اول ) عطيّه . يارى ( مفردات ) در اقرب گويد « رفده رفدا : اعطاه و اعانه » و گويد رفد بمعنى عطيّه وصله است . * ( « وَأُتْبِعُوا فِي هذِه لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ » ) * هود : 99 . ظاهرا مراد از رفد در آيه عطيّه است چنان كه مجمع گفته يعنى قوم فرعون در اين دنيا بلعنت و غرق گرفتار شدند و در آخرت بد عطائى است عطايشان كه به آنها داده شده . در مجمع گويد :
علت اينكه عذاب رفد خوانده شده آنست كه در مقابل نعمت اهل بهشت است تقدير آن اين است « بئس الرفد رفدهم » .
جوهرى گويد : رفد بكسر اول عطا وصله و بفتح اول مصدر است .
از اين ماده فقط دو كلمهء فوق در قرآن يافته است .
رفرف :
فرشها . جوهرى گويد :
رفرف ثيابى سبز رنگ است كه از آن محل نشستن آماده ميكنند مفرد آن رفرفه است . همچنين است قول