مردم ( يهود مثلا ) بر عليه شما دليلى نداشته باشند و بدانند كه پيغمبر اسلام مطابق آنچه تورات گفته است عمل كرد ، ليكن ستمكاران آنها قانع نخواهند شد ، از آنها نترسيد .
آيهء ديگرى كه گفتهاند الَّا بمعنى واو است اين آيه است * ( « يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * نمل :
10 و 11 گفتهاند : تقديرش چنين است * ( « لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً » ) * .
در تفسير الميزان فرموده :
آنچه مىشود گفت - الله اعلم - اين است كه چون آيهء قبلى از ايمنى و عدم خوف مرسلين خبر داد ، به نظر آمد كه غير مرسلين از اهل ظلم ايمنى ندارند و بايد بترسند ، آيه توبه كاران اهل ظلم را استدراك و استثناء كرد . . . و منظور اين است :
لكن آنكه معصيت كرده و بعد توبه نموده نيز نبايد بترسد . نا گفته نماند در اين صورت عدم ترس بيگناهان نيز ضمنا مفهوم مىشود .
در مجمع البيان ذيل آيهء 150 بقره از مبرّد نقل شده كه : الَّا هيچ وقت بمعنى واو نميايد .
نا گفته نماند در قرآن مجيد استثناء منقطع كه بمعنى « لكن ، ولى » است بسيار يافت مىشود و اينكه گفتهاند : استثناء منقطع در كلام فصيح نميايد درست نيست در دو آيهء گذشته استثناء چنان كه ديديم منقطع است و در كريمهء * ( « ما لَهُمْ بِه مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ » ) * نساء : 157 نيز منقطع است . و شاهد بسيار روشن اين استثناء آيات 40 - 74 128 - 160 سورهء صافّات است كه همهء الَّاها بمعنى « ولى و لكن » آمده و منقطعاند در مجمع و كشّاف تصريح شده كه آن در * ( « إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَكَفَرَ » ) * غاشيه : 24 منقطع است .
الَّتى :
اسم موصول و مؤنّث الَّذى است . از جمع آن فقط در قرآن فقط اللَّائي و اللَّاتي به كار رفته مثل * ( « إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي ) *