نگارنده پس از تعمق و دقت ، تحقيق ايشان را مورد قبول ندانستم زيرا اولا : هيچ يك از قرّاء باء « ابّ » را بىتشديد نخوانده است .
ثانيا : در آنصورت تناسب و معنى آيات درست نخواهد بود كه آيات بدين قرارند : * ( ( فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا . وَعِنَباً وَقَضْباً . وَزَيْتُوناً وَنَخْلًا . وَحَدائِقَ غُلْباً . وَفاكِهَةً وَأَبًّا . مَتاعاً لَكُمْ وَلأَنْعامِكُمْ » ) * .
در اين آيات چنان كه مىبينيم فرموده : از زمين براى شما دانه ، انگور ، تره ، زيتون ، درخت خرما باغهاى انبوه يا درختان بزرگ ، ميوه و چراگاه رويانديم . پس از آن ميفرمايد : اينها متاعند براى شما و چهار پايان شما .
معلوم است كه انگور ، تره و غيره معمولا خوراك انسان است ، اگر * ( « أَبًّا » ) * را وأب خوانده و وصف فاكهه بدانيم و درشت معنى كنيم بجملهء « متاعا . . . لانعامكم » محلَّى باقى نخواهد ماند زيرا مذكورات ما قبل ، همه * ( « مَتاعاً لَكُمْ » ) * اند و اينكه قضب بمعنى يونجه است و در صحاح گويد : آن اسفست ( اسپست : يونجه ) فارسى است مطلب تمام نميشود زيرا ظاهرا مراد از آن در آيه ترهء خوردنى است و بمناسبت آنكه پشت سر هم چيده مىشود قضب گفته شده وانگهى اگر يونجه باشد براى انعام كافى نيست .
اما اگر « ابّ » را چراگاه بگيريم مطلب تمام خواهد بود .
ثالثا : وصف فاكهه در آيات ديگر مؤنث آمده مثل : * ( « بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ » ) * زخرف : 73 ، واقعه :
32 ، ص : 51 ، لازم بود در آيهء ما نحن فيه گفته شود : « فاكهة و أبة » تا صفت با موصوف در تأنيث موافق باشد ، و لفظ وأب از صفات مشترك نيست تا مذكر و مؤنث در آن يكسان باشد و در لغت آنگاه كه موصوفش مؤنث باشد آمده :
« قدر و أبة » و نيز آمده : « اناء و أب » ( اقرب الموارد ) .
وانگهى وأب بمعنى ضخيم و
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 2
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢