پرش به محتوای اصلی

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحه 59

پدیدآورندگان:

ص۵۹

روزهاى داحس و غبراء جنگى كه ميان قبائل عبس و ذبيان روى داد

سبب اين پيشامد آن بود كه قيس بن زهير بن جذيمهء عبسى رهسپار مدينه شد تا در آن جا خود را براى جنگ با بنى عامر و انتقام خون پدر خويش ، آماده كند . در مدينه پيش احيحة بن جلاح رفت تا از او زرهى را كه قبلا وصفش را شنيده بود خريدارى كند . احيحه گفت : « من اين را نمىفروشم ، و اگر فرزندان عامر سرزنشم نمى - كردند آن را به تو مىبخشيدم . ولى تو آن را به بهاى يك شتر نر جوان دو سه ساله از من بخر . » قيس يك شتر به دو داد و زره را از او گرفت و آن را ذات - الحواشى ناميد . احيحه زره‌هاى ديگرى نيز به قيس بخشيد . قيس در حالى كه بار و بنهء خويش را بسته بود به راه افتاد تا به نزد قوم خود باز گردد . در راه به ربيع بن زياد عبسى رسيد و از او در خواست كرد