ميانهء اين فضاى آكنده از روحانيت كعبه با پوششى سياه رنگ قرار گرفته بود ، در بلنداى 13 از سطح زمين كمربندى از نوشتههاى نقرهاى بر روى پرده كعبه ديده مىشد . چند صد نفر در گوشه و كنار مسجد به عبادت و نماز و تأمل مشغول بودند ، و اين در حالى بود كه دهها نفر به طواف گرد كعبه مشغول بودند . طواف اين گروه جريانى لاينقطع بود كه تنها به هنگام اقامهء نماز جماعت از هم گسيخته مىشد . من بهمراه راهنمايم و در حالى كه دعاهاى مخصوص را تكرار مىكردم از ميان گذرگاه سنگلاخى گذشته و به ميانهء مسجد و در برابر كعبه قرار گرفتم ، در جايى در برابر كعبه وحجرالاسود ايستاده بودم كه مقام يا نمازخانهء حضرت ابراهيم و چاه زمزم به ترتيب در سمت راست و چپ من قرار داشتند . حجرالاسود در ركن شرقى كعبه و در ارتفاعى برابر با كتف انسان قرار داشت . هنگامى كه ديگر حاجيان راه را براى ما باز كردند ، راهنمايى من با حالت خشوع به دو نزديك شده و آن را بوسيد و من نيز اين كار را انجام دادم ، آنگاه راهنما مرا به طواف هفتگانه به گرد خانهء كعبه هدايت كرد او به هنگام طواف دعا مىخواند و من نيز از او پيروى مىكردم و هربار پس از يك بار طواف در برابر حجرالاسود مىايستاديم و پس از بوسيدن آن ، طواف ديگرى را آغاز مىكرديم و اين بوسيدن را يك بار ديگر نيز در هر بار در برابر ركن يمانى كه عبارت بود از قطعه سنگى گرانيتى در داخل ديوار كعبه انجام مىداديم . پس از پايان طواف هفتگانه ، به سوى مقام ابراهيم رفته و دو ركعت نماز طواف را انجام دادم ، آنگاه اين مراسم را با نوشيدن مقدارى از آب چاه مقدس ؛ يعنى زمزم به پايان برديم ، آب اين چاه را گوارا و بدور از عوارض بد ( نه آن گونه كه بورتون و ديگران گفته و از طعم و مواد شيميايى داخلش بدگويى كرده بودند ) يافتم . در حقيقت بايد بگويم كه شعائر طواف بسيار جالب و در
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: جعفر الخياط
ص٩٤