سر هر يك از حجاج - هر چند لباس او حرير و گرانقيمت باشد - سه سطل آب زمزم مىريزند ؛ بگونهاى كه از سر تا پاى حاجى را فرا مىگيرد .
غلام پرتغالى
در تموز ( / جولاى ) سال 1565 م . غلامى گمنام از پرتغال به مسافرت حج پرداخت و سفرنامهاى از خود بر جاى گذاشت . اين سفرنامه گو اين كه مختصر و فشرده است ليكن توصيف دقيقى را از مكه در اختيار ما قرار داده است و در سالهاى اخير بود كه سنيور ديلاويدا اين سفرنامه را كه در حاشيهء يكى از كتابهاى خطى عربى موجود در كتابخانهء واتيكان به شمارهء 217 كشف نمود . بنابر آنچه كه در سفرنامه آمده است ، او در آخرين روز ماه حزيران ( / جون ) از رابغ به سوى مكه رفته است . او در اشارهاى به احرام حجاج مىگويد : مسلمانان لخت وعارى از لباس به مكه وارد مىشوند .
هانس وايلد
در نيمههاى قرن شانزدهم نيز جهانگردى آلمانى به نام هانس وايلد به سفر حج رفته است . اين آلمانى را تركان عثمانى در هنگارى ( / بلغارستان ) به اسارت گرفته و سپس او را بهمراه خود به مكه آوردند ، اين آلمانى عاقبت در سال 1611 م . توانست به زادگاهش مراجعت كند .
ماركو دى لومباردو
در سالهاى آغازين قرن هفدهم ميلادى جوانى از اهالى « ونيز » بنام ماركو دى لومباردو همراه عمويش كه ناخداى كشتى بود ، در هنگام سفر دريايى در ميانهء درياى مديترانه به اسارت درآمد . پس از اسارت ، او را به