بعد ، او غسطس ( اوگوستس ) به فرمانروائى رسيد كه به معنى « صباء » است يعنى : نوجوانى و ميل به جوانى و نوباوگى كردن .
او نخستين كسى است كه قيصر خوانده شد و اين لقب را از آن جهة به دو دادند كه شكم مادرش را پاره كردند و او را از رحم وى در آوردند ، زيرا مادرش هنگامى كه او را آبستن بود ،
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
ازدواجشان مانعى نداشت .
چنين شغل شريفى به هر دخترى نمىرسيد مگر به دختران اعيان و اشراف ، و سيلويا هم دختر نوميتور پادشاه البا بود .
اين دختر ، كه نمىتوانست شوهر كند ، به وسيلهء مارس خداى جنگ آبستن شد و دو پسر همزاد به دنيا آورد كه يكى را رموس و ديگرى را رمولوس نام نهاد .
آموليوس ، كه تاج و تخت نوميتور را غصب كرده بود ، دستور داد تا اين دو پسر را كه نوههاى نوميتور محسوب مىشدند و احتمال داشت كه بعدها مدعى سلطنت كردند ، در سبدى بگذارند و به رودخانهء تيبر اندازند .
اين سبد ، كه حامل رموس و رمولوس بود ، بر روى آب شناور شد تا به كرانهاى رسيد كه در پاى تپه پالاتين ، يكى از هفت تپهء رم ، قرار داشت .
درين جا گرگ مادهاى كه از تپه به طرف رودخانه سرازير شده بود تا آب بياشامد ، صداى شيون دو كودك را شنيد و سبد را از آب بيرون كشيد و دو كودك را به غار خود برد و شير داد .
چندى بعد بر حسب تصادف فائوستولوس ، چوپان شاه ، گذارش به دم غار افتاد و از آن دو بچه خوشش آمد و آنها را به خانه برد و تعليم داد .
بقيه ذيل در صفحه بعد