تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
وقتى كه سنمار ساختمان كاخ خورنق را به پايان رساند مردم از زيبائى آن دچار شگفتى شدند و او را بيش از اندازه تحسين كردند . سنمار گفت : « اگر مىدانستم كه شما بدين گونه مرا تحسين مىكنيد و پاداش مىدهيد ، اين كاخ را چنان مىساختم كه با گردش خورشيد بگردد و رنگ بگرداند . » نعمان كه اين سخن از او شنيد ، گفت : « پس تو مىتوانى كاخى از اين بهتر نيز بسازى ! » و براى اين كه سنمار نتواند در جاى ديگر كاخ بهترى بسازد ، دستور داد تا او را از فراز كاخ به پائين اندازند . سنمار بدين گونه كشته شد و « جزاء سنمار » در عرب ضرب المثل گرديد و اين مثل دربارهء كسى به كار مىرود كه كار
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : را نسبت به آنان تغيير داد و بناى سختگيرى و تنبيه آنان را گذاشت . مثلا در شهر هرمز اردشير در خوزستان يك نفر كشيش عيسوى به نام حشو جرئت كرد ، آتشكده‌اى را كه در نزديكى كليساى عيسويان بود ويران سازد . و چون اين كار به تحريك عبدا ، اسقف معروف ، صورت گرفته بود ، شاه شخصا آنان را محاكمه كرد و به عبدا فرمان داد كه آتشكدهء ويران شده را از نو بنا كند . ولى چون او امتناع كرد محكوم به اعدام شد . اين نوع تعصبات عيسويان طبعا به زيان آنان تمام مىشد . شايد انتصاب مهرنرسى ، دشمن بزرگ عيسويان را به مقام بزرگفر مذارى ( نخست وزيرى ) دليل تغيير رفتار شاه نسبت به عيسويان بايد دانست . ( ايران در عهد باستان - ص 411 تا 413 )