تابوت صداى گربه درمىآورد ، بنى اسرائيل يقين مىكردند كه پيروز خواهند شد و پيروزى نيز نصيب ايشان مىگرديد .
چنين بود تا وقتى كه پادشاهى به نام ايلاف در ميانشان به فرمانروائى نشست .
در روزگار اين پادشاه نيز تا مدتى خداوند بنى اسرائيل را حفظ مىكرد و از گزند دشمنان آسوده مىداشت .
هنگامى كه گناهانشان فزونى يافت ، دشمنى بر آنان روى آورد كه براى پيكار با او بيرون رفتند و مانند هميشه تابوت را نيز با خود بردند .
اما درين جنگ ، دشمن بر آنان چيره شد و به تابوت دست يافت و آن را به چنگ آورد . و در نتيجهء از دست رفتن تابوت بنى اسرائيل شكست خوردند .
پادشاه ايشان ، ايلاف ، همين كه از ربوده شدن تابوت آگاهى يافت ، از اندوه بسيار جان سپرد .
دشمن به سرزمين بنى اسرائيل تاخت و به يغماگرى پرداخت و گروهى را به بند انداخت و اسير كرد و بازگشت .
آشفتگى و پراكندگى در ميان بنى اسرائيل تا چندى برجاى بود . آنان هميشه مدتى در گمراهى به سر مىبردند تا خدا كسى را بر آنان چيره مىساخت كه از ايشان انتقام مىگرفت . و وقتى توبه مىكردند و به سوى خدا برمىگشتند خداوند گزند دشمن را از سرشان دور مىكرد .
پس از درگذشت يوشع بن نون ، فرزندان اسرائيل روزگار خود را بدين گونه سپرى مىكردند تا خداوند اشمويل را به پيامبرى برانگيخت و طالوت به پادشاهى رسيد و آن تابوت را به ايشان برگرداند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 4
مساهمون: ابن الأثير
ص٤