هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
را از ايران براند . وقتى كه برگشت ، مسئلهء آديابن تصفيه شده بود .
توضيح آنكه پادشاه جديد آن مونوبازوس طورى رفتار مىكرد كه بلاش دلتنگى نداشت . لذا بلاش كه از امور داخلى فراغت يافته بود تمام توجه خود را به طرف ارمنستان معطوف نموده با سپاهى داخل ارمنستان گرديد .
پادشاه ارمنستان ، راداميستاس ، كه تحت الحمايهء روم بود فرار كرده تخت ارمنستان را براى تيرداد پسر بلاش گذاشت .
معلوم است كه اين اقدام بلاش تا چه اندازه به ابهت روم برمىخورد . بر اثر آن نرون ، كربول را كه بهترين سردار رومى بود ، مأمور كرد تا اين توهين را رفع نمايد .
در اين احوال دو گرفتارى براى بلاش پيش آمد : يكى آنكه پسر او واردان با او ياغى شد و ديگر ، اهالى گرگان شوريدند .
بلاش به امور داخله پرداخت و تيرداد پادشاه ارمنستان با رومىها جنگ كرده پيشرفتى نيافت .
در نتيجه ، دولت روم ارمنستان را تقسيم نموده به پادشاهان دست نشاندهء مجاور داد .
شاه بعد از قلع واردان و اسكات گرگان به روم اعلام كرد كه از حق خود نسبت به ارمنستان صرف نظر نكرده ، و با لشكرى به بين النهرين تاخت .
پس از آن ، مذاكرات بين دولت ايران و روم شروع و قرار شد دولتين قشون خود را از ارمنستان خارج كنند تا مسئله دوستانه در روم تصفيه شود .
ولى سفير ايران از روم ناراضى برگشت و باز جنگ با بقيه ذيل در صفحه بعد