پس از او اردشير بن بابك روى كار آمد و كشور ايران
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
بعد از انجام اين كار سورنا ( به كسر راء ) را كه يكى از سرداران رشيد و قابل بود ، با تمام سواره نظام پارتى به جنگ كراسوس فرستاد .
اما كراسوس كه در ابتداء مىخواست متابعت ساحل فرات را كرده در مقابل سلوكيه جنگ كند ، به اغواى يكى از مشايخ عرب كه از متحدين ارد بود نقشهء خود را تغيير داده وارد جلگههاى بين النهرين گرديد و تا نزديكى حران پيش رفت .
در اين جا ناگهان قشون سورنا پيدا شد و سردار ايرانى حيلهاى به كار برد :
توضيح آنكه براى اغفال رومىها قسمتى از سواره نظام ايران را پنهان نمود و اسلحهء قسمت ديگر را با روپوشهاى پوستى پوشاند .
كراسوس چون سواره نظام ايران را از حيث عده كم و از جهة اسلحه ناتوان ديد پنداشت كه فتح خيلى آسان به دست خواهد آمد . و قبل از اين كه به قشون خود براى رفع خستگى و عطش فرصت دهد ، جنگ را شروع كرد .
لژيونهاى رومى به طرف دشمن حركت كردند كه اول زوبينهاى خود را به كار برده ، بعد با شمشير جنگ تن به تن نمايند .
صفوف مزبوره مركب بود از سربازان ورزيده كه تنگ به هم چسبيده بودند .
همين كه صفوف رومى به حركت آمد صداى طبل از سپاه ايران برآمد و سوارههاى ايرانى كه پنهان شده بودند ، از هر طرف جمع شده و لباس روئى را كنده شروع به جنگ نمودند .
بقيه ذيل در صفحه بعد